این استاندارد باید با توجه به “مقدمه ای بر استانداردهای حسابداری” مطالعه و بکارگرفته شود.

مقدمه

از جمله اطلاعات مفیدی که میتواند در تحلیل وضعیت مالی واحدتجاری برای استفاده کنندگان صـورتهای مالـی مفید واقع شود، ارائـه جداگانه داراییهای جاری و بدهیهای جاری در ترازنامه است . معمولاً به مـازاد داراییهـای جاری بر بدهیهای جاری، ” خالص داراییهـای جـاری” یا ” سرمایه در گردش” و به مازاد بدهیهای جاری بر داراییهای جاری ” خالص بدهیهای جاری” اطلاق میشود.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید برای ارائـه داراییهای جاری و بدهیهای جاری در ترازنامه بکار گرفته شود.

دیدگاههای موجود در مورد داراییهای جاری و بدهیهای جاری

از نظـر برخـی، هـدف از طبقه بندی داراییها و بدهیها به ” جاری” و ” غیر جاری” ، ارائـه معـیاری تقریبـی از نقدینگـی واحـد تجاری، یعنی توانایی آن در انجام فعالیتهای روزمره، بدون مواجهه با مشکلات مالی است . برخی دیگر، به این طبقه بندی به عنوان ابزاری برای تشخیص آن حصه از منابع و تعهدات واحد تجاری می نگرند که گردش مستمر دارد.

اهـداف مـزبور تـاحدی بـا یکدیگـر ناسازگار است، زیرا در سنجش نقدینگی، ملاک طبقه بندی دارایـیها و بدهـیها بـه جاری یا غیرجاری، امکان نقد شدن و یا تسویه آنها در آینده نزدیک است، ولـی معـیار تشـخیص داراییها و بدهیها به عنوان ” اقلام در گردش” عمدتاً معطوف به مصرف یا تسـویه آنهـا در راه ایجـاد درآمد طی چرخه عملیاتی معمول واحد تجاری است . چرخه عملیاتی یـک واحـد تجـاری، معمـولاً متوسط فاصله زمانی بین ” تحصیل موادی که وارد فرایند عملیات می شود” و ” تبدیل نهایی آنها به وجه نقد ” است .

باتوجـه بـه نظـرات مـتفاوت بالا، معمولاً اقلامی جزء داراییهای جاری منظور میشود که انـتظار رود ظرف یک سال یا طی چرخه عملیاتی معمول واحد تجاری، هر کدام طولانی تر اسـت، بـه وجـه نقـد یا دارایی دیگری که نقد شدن آن قریب به یقین است تبدیل شود و اقلامـی در عـداد بدهـیهای جـاری محسـوب میشود که انتظار رود طی چرخه عملیاتی معمـول واحد تجاری یا ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه، هر کدام طولانی تر است، تسویه گـردد. هـرگاه چـرخه عملیاتـی واحـد تجاری نا مشخص یا خیلی طولانی باشد، تفکیک دارایـیها و بدهـیها در صورتهای مالی تحت عناوین جاری و غیرجاری به ترتیب یاد شده مناسـب نخواهد بود. نحوه عمل بالا یک قاعده کلی است که بیشتر جنبه قراردادی دارد و لـذا در مـواردی ممکـن اسـت انعکاس یا عدم انعکاس اقلامی خاص به عنوان داراییهای جاری یا بدهیهای جاری لزوماً با معیارهای فوق تطبیق نداشته باشد.

محدودیتهای تفکیک اقلام جاری و غیرجاری

طـبقه بـندی برخـی اقلام دارایی و بدهی به عنوان داراییهای جاری و بدهیهای جاری در مورد آن دسـته از واحدهـای تجـاری کـه درارتـباط با نحوه طبقه بندی و ارائـه داراییها و بدهیها مشمول اسـتانداردهای حسـابداری خاص یا مفاد قوانین آمره مشخص است و نیز آن دسته از واحدهای تجـاری کـه چـرخه عملیاتـی آنهـا نامشخص یا خیلی طولانی باشد، الزامی نیست . این واحدهای تجاری باید از ارائـه جمعهای فرعی برای داراییها و بدهیها که در ذهن استفادهکنندگان صورتهای مالی طبقه بندی موصوف را تداعی کند، پرهیز کنند.

عمومـاً عقـیده بـر ایـن اسـت کـه آنچـه از تفکـیک اقلام جاری و غیرجاری حاصل میشود، مشـخص شدن داراییهای نسبتاً سریع التبدیل به وجه نقد واحد تجاری است که در مقابل تعهداتی کـه سررسید آنها طی چرخه عملیاتی معمول واحد تجاری فرا می رسد به عنوان عاملی احتیاطی یا حفاظـی عمل میکند. با این حال در واحدهای تجاری دارای تداوم فعالیت، نقش داراییهای جاری به عنوان حفاظی درقبال تعهدات جاری همواره مصداق ندارد، بلکه در مواردی واحد تجاری باید جهـت ادامـه عملـیات خـود برای مثال موجودی کالای فروش رفته را به طور مداوم با موجودی جدید جایگزین کند. همچنین ممکن است داراییهای جاری شامل موجودی کالایی باشد که انتظار نمی رود در آینده نزدیک به فروش رسد.

بسـیاری، مـازاد دارایـیهای جاری بر بدهیهای جاری را نشانه وضعیت مالی مطلوب واحد تجـاری و مـازاد بدهی های جاری بر داراییهای جاری را نشانه مشکلات مالی واحد تجاری تلقـی مـیکنـند. امـا، این قبیل نتیجه گیری ها بدون توجه به ماهیت عملیات واحد تجاری و اجزای تشکیل دهنده داراییها و بدهیهای جاری آن منطقی نیست .

بدیـن ترتیـب در حالـی کـه عـدهای عقـیده دارنـد که مشخص کردن داراییهای جاری و بدهـیهای جـاری از ابـزار مفـید تجزیه و تحلیل مالی است، برخی دیگر بر این باورند که محدودیـتهای تفکـیک اقلام به جاری و غیرجاری، مفید بودن آن را کاهش میدهد و حتی در بسـیاری از مـوارد، گمـراه کنـنده مـیسـازد. وضع مقررات کلی برای مشخص کردن دارایـیهای جـاری و بدهیهای جاری در صورتهای مالی ممکن است مانع از توجه بیشتر به ایـن مسـائل شود. لذا، الزامات این استاندارد تنها برای هماهنگ کردن رویه هایی است که واحدهـای تجـاری در رابطـه بـا مشـخص کـردن داراییهای جاری و بدهیهای جاری در صورتهای مالی اتخاذ می کنند.

داراییهای جاری

یک دارایی زمانی باید به عنوان دارایی جاری طبقه بندی شود که :

الف . انـتظار رود طـی چـرخه عملیاتـی معمـول واحد تجاری یا ظرف یکسال از تاریخ ترازنامه ، هـر کـدام طولانـی تـر است، مصرف یا فروخته شود، یا به وجه نقد یا دارایی دیگری که نقد شدن آن قریب به یقین است، تبدیل شود، یا

ب . وجه نقد یا معادل وجه نقدی باشد که استفاده از آن محدود نشده است . سایر داراییها باید به عنوان داراییهای غیرجاری طبقه بندی شود.

نمونه اقلامی که به عنوان دارایی جاری طبقه بندی میشود عبارتست از:

الف . مـانده وجوه نقد و مانده حسابهای بانکی، بهاستثنای مواردیکه اعمال محدودیت در مصـرف آنهـا مـانع از اسـتفاده این اقلام برای عملیات جاری شود. در مواردی که اسـتفاده از وجوه نقد برای عملیات جاری مشمول محدودیت باشد، تنها در صورتی میتوان آن را جزء داراییهای جاری منظور کرد که مدت محدودیت حداکثر تا زمان سررسـید تعهـدی باشـد کـه بـه عـنوان بدهی جاری طبقه بندی شده است یا اینکه محدودیت ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه برطرف شود.

ب . حصـهای از حسـابها و اسناد دریافتنی تجاری و غیرتجاری که انتظار میرود ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه به وجه نقد یا دارایی دیگری تبدیل شود که نقد شدن آن قریب به یقین است .

ج . موجـودی مـواد و کـالا و کـار در جـریان پیشرفت پیمانهای بلندمدت، صرف نظر از ایـنکه ممکـن اسـت اقلامـی از آن احـتمالاً ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه یا یک چرخه عملیاتی معمول نقد نشود.

د . سـهام شرکتها، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهاداری که به قصد نگهداری تحصیل نشده و به سهولت قابل نقد شدن است .

ه . پیش پرداختهای خرید داراییهای جاری .

و . پیش پرداخت های هزینه در مواردی که انتظار میرود ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه به طور کامل به مصرف برسد.

بدهیهای جاری

یـک بدهـی زمانی باید به عنوان بدهی جاری طبقه بندی شود که انتظار رود طی چرخه عملیاتی معمـول واحـد تجـاری یـا ظرف یکسال از تاریخ ترازنامه ، هر کدام طولانی تر است، تسویه شود. سایر بدهیها باید به عنوان بدهیهای غیرجاری طبقه بندی شود.

بدهـیهای عندالمطالبه که انتظار رود ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه مطالبه شود و نیز آن قسـمت از بدهـیهای بلندمدتی که انتظار رود بر مبنای شرایط قرارداد مربوط، ظرف مدت یـک سـال از تـاریخ تـرازنامه بـه دین حال تبدیل شود جزء بدهیهای جاری طبقه بندی و توضیحات کافی در این مورد در یادداشتهای توضیحی ارائه میشود.

آن دسـته از بدهـیها و نـیز حصـهای از بدهیهای بلندمدت از قبیل تسهیلات مالی بانکی و غیربانکـی، بدهیهای تجاری، بدهی مالیاتی و پیشدریافت از مشتریان که انتظار رود ظرف یکسـال از تاریخ ترازنامه تسویه گردد، به عنوان بدهی جاری طبقهبندی می شود. با این حال، حصـهای از یـک بدهـی بلندمدت که انتظار رود ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه تسویه شـود، مشـروط بـر ایـنکه داراییهای موجود در تاریخ ترازنامه که بازپرداخت آن بدهی از محـل آنهـا صـورت مـیگیرد، به عنوان دارایی جاری طبقه بندی نشده باشد، گاهی اوقات تحت عنوان بدهی بلندمدت طبقه بندی میشود. در مورد اخیر افشای مبلغ و شرایط مربوط ممکن است ضرورت یابد.

تجدید طبقه بندی داراییها و بدهیها

هـرگاه پـس از تـاریخ ترازنامه ولی قبل از تصویب صورتهای مالی توسط مدیریت واحد تجـاری، رویدادهایـی در جهـت تـبدیل داراییها و بدهیهای جاری به داراییها و بدهیهای غـیرجاری و بـه عکس رخ دهد، نحوه برخورد حسابداری با آن طبق استاندارد حسابداری شماره 5 با عنوان حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه خواهد بود.

نحوه ارائه در صورتهای مالی

جمع کل داراییهای جاری و جمع کل بدهیهای جاری باید در ترازنامه نشان داده شود. مـبلغ یـک دارایـی جـاری یـا بدهـی جاری نباید از بدهی جاری یا دارایی جاری دیگر کسر شود، مگـر آنکـه شـرایط تهاتـر دارایـیها و بدهیها مندرج در استاندارد حسابداری شماره 1 با عنوان ” نحوه ارائه صورتهای مالی” برقرار باشد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ 1/1/1380 و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست .

مطابقت با استانداردهای بین المللی حسابداری

بـا اجـرای الزامات این استاندارد، مفاد استاندارد بینالمللی حسابداری شماره 1 با عنوان نحوه ارائـه صورتهای مالی نیز رعایت می شود.