کلیات

هدف این استاندارد، ارائه استانداردها و راهنمایی های لازم درباره مسئولیت حسابرس نسبت به رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه است. دراین استاندارد، اصطلاح رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه هم برای رویدادهایی بکار میرود که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ گزارش حسابرس رخ میدهد و هم برای حقایق شناسایی شده پساز تاریخ گزارش حسابرس.

حسابرس باید آثار رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه را بر صورتهای مالی و گزارش خود ارزیابی کند.

در استاندارد حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه نحوه برخورد با رویدادهای مساعد و نامساعد واقع شده پس از تاریخ ترازنامه در صورتهای مالی، توصیف واین گونه رویدادها به دو گروه زیر طبقه بندی شده است:

الف- رویدادهایی که شواهد بیشتری را درباره شرایط موجود در تاریخ ترازنامه فراهم میکند.

ب – رویدادهایی که بیانگر شرایطی است که پس از تاریخ ترازنامه ایجاد شده است.

رویدادهای بین تاریخ ترازنامه و تاریخ گزارش حسابرس

حسابرس برای شناسایی رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ گزارش حسابرس
رخ داده است و ممکن است مستلزم تعدیل صورتهای مالی یا افشا در آن باشد باید
روشهایی را برای کسب شواهد کافی و قابل قبول، طراحی و اجرا کند. این روشها افزون
بر روشهای متداولی (چون آزمون انقطاع زمانی موجودی ها یا پرداختهای انجام شده پس از
تاریخ ترازنامه به بستانکاران) است که عموما برای کسب شواهد حسابرسی درباره مانده
حسابها در تاریخ ترازنامه، نسبت به معاملات خاصی اجرا میشود که پس از تاریخ
ترازنامه رخ میدهد. به هرحال، از حسابرس انتظار نمیرود بررسیهای خود را نسبت به
کلیه مواردی ادامه دهد که روشهای بکار گرفته شده قبلی در مورد آنها به نتایج
رضایت بخشی منجر شده است .

روشهای مورد استفاده برای شناسایی رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه که مستلزم افشا یا تعدیل در صورتهای مالی است، در نزدیکترین زمان ممکن به تاریخ گزارش حسابرس اجرا میشود و معمولا شامل موارد زیر است :

• بررسی روشهای مدیریت برای حصول اطمینان از شناسایی رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه.

• مطالعه و بررسی صورتجلسات مجامع عمومی صاحبان سهام، هیات مدیره و کمیته های هیات مدیره (مانند کمیته حسابرسی وکمیته اجرایی هیات مدیره) که پس از تاریخ ترازنامه برگزار شده است و پرسوجو درباره مطالب مورد بحث در جلساتی که صورتجلسه آن هنوز آماده نشده است.

• مطالعه و بررسی آخرین صورتهای مالی میان دورهای واحد مورد رسیدگی و در صورت لزوم، بودجه، جریان وجوه نقد براوردی و سایر گزارشهای مرتبط مدیریت.

• پرسوجو از مشاورین حقوقی واحد مورد رسیدگی یا بهنگام کردن تاییدیه دریافتی از آنان در ارتباط با دعاوی حقوقی له و علیه واحد مورد رسیدگی.

• پرس وجو از مدیریت درباره رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه که میتواند بر صورتهای مالی اثر گذارد. نمونه هایی از این گونه پرس وجوها در باره موضوعات مشخص عبارت است از:

– وضعیت جاری اقلامی که براساس اطلاعات مقدماتی یا غیر قطعی در حسابها منظور شده است.

– تعهدات، استقراضها یا ضمانتنامه های جدیدی که ایجاد شده است.

– فروش داراییهای غیرجاری یا برنامههای موجود برای فروش آنها.

– صدور اوراق سهام یا مشارکت جدید.

– ادغام یا انحلال واحد مورد رسیدگی یا وجود برنامه هایی برای انجام آنها.

– ضبط داراییها یا از بین رفتن آنها به دلیل مواردی از قبیل آتش سوزی یا سیل.

– گسترش و تغییرات ایجاد شده در زمینه های مخاطره آمیز و وقایع احتمالی.

– اصلاحات غیرعادی حسابداری که در حسابها اعمال شده یا قرار است اعمال شود.

– وقوع یا احتمال وقوع رویدادهایی که مناسب بودن رویه های حسابداری مورد استفاده در تهیه صورتهای مالی را مورد تردید قرار دهد؛ برای مثال، رویدادهایی که سبب تردید درباره فرض تداوم فعالیت شود.

در مواردی که یکی از اجزای واحد مورد رسیدگی، مانند بخش، شعبه یا شرکت فرعی آن توسط حسابرس دیگر رسیدگی میشود، حسابرس (اصلی)باید روشهای حسابرسی آنان را درباره رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه بررسی کند و لزوم آگاه کردن آنان را از تاریخ مورد نظر برای ارائه گزارش خود، مورد توجه قرار دهد .

در مواردی که حسابرس از رویدادی پس از تاریخ ترازنامه آگاه میشود که صورتهای مالی را به گونه ای با اهمیت تحت تاثیر قرار میدهد باید چگونگی انعکاس آن در صورتهای مالی و کفایت افشا درباره آن را ارزیابی کند .

رویدادهای شناسایی شده پس از تاریخ گزارش حسابرس و پیش از انتشار صورتهای مالی

حسابرس نسبت به اجرای روشها و پرسوجو درباره صورتهای مالی، پس از تاریخ گزارش خود مسئولیتی ندارد. مسئولیت آگاه کردن حسابرس از رویدادهای موثر بر صورتهای مالی که در فاصله بین تاریخ گزارش حسابرس و تاریخ انتشار صورتهای مالی رخ میدهد، به عهده مدیریت واحد مورد رسیدگی است.

چنانچه حسابرس پس از تاریخ گزارش خود اما پیشاز انتشار صورتهای مالی، از رویدادهایی آگاه شود که میتواند صورتهای مالی را به گونه ای با اهمیت تحت تاثیر قرار دهد باید ضرورت تعدیل صورتهای مالی را ارزیابی کند، موضوع را با مدیریت واحد مورد رسیدگی در میان گذارد و هر اقدام دیگری را که در شرایط موجود ضروری

تشخیص میدهد، به عمل آورد.

در صورت تعدیل صورتهای مالی توسط مدیریت به دلیل رویدادهای پس از تاریخ ترازنامه، حسابرس باید روشهای حسابرسی مورد نیاز در شرایط موجود را اجرا و گزارش جدیدی درباره صورتهای مالی تعدیلشده، صادر کند. تاریخ گزارش جدید حسابرس نباید پیش از تاریخ امضا یا تایید صورتهای مالی تعدیل شده باشد و بنابراین، روشهای یاد شده نیز باید تا تاریخ جدید گزارش حسابرس اجرا شود.

در مواردی که حسابرس به ضرورت تعدیل صورتهای مالی اعتقاد دارد، اما مدیریت از تعدیل آن خودداری کند و گزارش حسابرس هنوز به واحد مورد رسیدگی ارائه نشده باشد، باید نظر مشروط یا مردود ارائه شود. در چنین شرایطی، اجرای روشهای یادشده برای شناسایی سایر رویدادهای احتمالی بعد از تاریخ گزارش حسابرس ضرورت ندارد و میتوان با موضوع از طریق تاریخ گذاری دوگانه گزارش حسابرس، برخورد کرد.

چنانچه در موارد یاد شده ،گزارش حسابرس به واحد مورد رسیدگی ارائه شده باشد، حسابرس باید به مسئولین اصلی اداره امور واحد مورد رسیدگی (عموماً، هیات مدیره)، هشدار دهد که از انتشار صورتهای مالی و گزارش حسابرس خودداری کنند. با این وجود، اگر صورتهای مالی و گزارش حسابرس منتشر شود، حسابرس باید اقدامات لازم را برای جلوگیری ازاتکا به گزارش خود، انجام دهد. اقدامات حسابرس (حسب مورد، اعلام به مجامع عمومی صاحبان سهام، بورس اوراق بهادار، اعتبار دهندگان اصلی و سایر گیرندگان شناخته شده صورتهای مالیحسابرسی شده) با توجه به اختیارات و مسئولیتهای قانونی و توصیههای مشاور حقوقی حسابرس صورت میگیرد.

رویدادهای شناسایی شده پس از انتشار صورتهای مالی

حسابرس پس از انتشار صورتهای مالی و گزارش خود، نسبت به انجام پرس وجو در مورد صورتهای مزبور، مسئولیتی ندارد.

در مواردی که حسابرس پس از انتشار صورتهای مالی و گزارش خود از رویدادهایی آگاه میشود که درتاریخ گزارش حسابرس وجود داشته است واطلاع وی از موضوع در آن تاریخ، میتوانست به تغییر در گزارش حسابرس بیانجامد باید ضرورت تجدیدنظر در صورتهای مالی را ارزیابی کند، موضوع را با مدیریت واحد مورد رسیدگی در میان گذارد و هر اقدام دیگری را که در شرایط موجود ضروری تشخیص میدهد، به عمل آورد .

چنانچه مدیریت واحد مورد رسیدگی به دلیل موارد یاد شده بالا در صورتهای مالی تجدیدنظر کند، حسابرس باید روشهای حسابرسی مورد نیاز در آن شرایط را اجرا کند، اقدامات مدیریت را برای حصول اطمینان از آگاه شدن کلیه دریافت کنندگان صورتهای مالی قبلی (و گزارش حسابرس درباره آن) از وضعیت موجود، بررسی و گزارش جدیدی درباره صورتهای مالی تجدیدنظر شده صادر کند.

حسابرس در گزارش جدید خود باید از طریق درج تاکید بر مطلب خاص، به یادداشت همراه صورتهای مالی که در آن، علت تجدیدنظر در صورتهای مالی قبلی و گزارش اولیه صادرشده توسط حسابرس به تفصیل تشریح شده است، اشاره کند. تاریخ گزارش جدید حسابرس نباید پیش از تاریخ تایید صورتهای مالی تجدیدنظر شده باشد و بنابراین، روشهای مندرج نیز قاعدتا باید تا تاریخ گزارش جدید حسابرس اجرا شود.

در مواردی که مدیریت واحد مورد رسیدگی به منظور آگاه کردن دریافت کنندگان صورتهای مالی قبلی (و گزارش حسابرس درباره آن) اقدامات لازم رابه عمل نمیآورد و با وجود اعتقاد حسابرس به ضرورت تجدیدنظر در صورتهای مالی، درصورتهای مزبور تجدید نظر نمیکند، حسابرس باید به مسئولین اصلی اداره امور واحد مورد رسیدگی هشدار دهد که برای جلوگیری از هرگونه اتکای آتی به گزارش حسابرس، اقدامات لازم توسط حسابرس انجام خواهد گرفت. اقدامات حسابرس با توجه به اختیارات و مسئولیتهای قانونی و توصیههای مشاور حقوقی وی صورت میگیرد.

در صورت مشخص و نزدیک بودن زمان انتشار صورتهای مالی دوره بعد، تجدید نظر در صورتهای مالی و صدور گزارش جدید حسابرس به شرطی میتواند ضرورت نداشته باشد که افشای مناسب این موضوع، در صورتهای مالی دوره بعد صورت گیرد.

تاریخ اجرا

این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی که دوره مالی آن از اول فروردین 1378 و پس از آن میباشد، لازم الاجراست.