این استاندارد باید باتوجه به ” مقدمهای بر استانداردهاى حسابدارى “مطالعه و بکار گرفته شود.

هدف

هدف این استاندارد تجویز روشهاى حسابدارى براى حق بیمه، خسارت و مخارج تحصیل بیمه هاى عمومى مستقیم و اتکـایى و همچنـین افـشاى اطلاعـات ایـن نـوع فعالیتهـا در صورتهاى مالى شرکتها و مؤسسات بیمه است. الزامات سـایر اسـتانداردهای حـسابداری درصورتی برای فعالیتهای بیمه عمومی کاربرد دارد که توسـط ایـن اسـتاندارد جـایگزین نشده باشد.

دامنه کاربرد

این استاندارد باید در مورد فعالیتهاى بیمه عمـومى و بیمـه عمـر زمـانی بکـار گرفتـه شـود و در مورد سایر بیمه های زندگى کاربرد ندارد.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانى مشخص زیر بکار رفته است:

قرارداد بیمه (بیمه نامه ) : عقدی است که به موجب آن یک طرف (بیمه گر) متعهد مـی شـود در ازاى دریافت حق بیمه از طرف دیگر (بیمه گذار)، در صورت وقوع حادثه، خسارت وارده به او یا شخص ذینفع را جبران کند یا مبلغ معینی را به وى یا شخص ذینفع بپردازد.

بیمه زندگی : نوعی بیمه مرتبط با حیات یا فوت انسان است که بیمه گر نـسبت بـه پرداخـت وجوهی معین براساس رویداد مشخصی، اطمینان میدهد.

بیمه عمومى : به بیمه های غیر از بیمه زندگی اطلاق میشود.

حق بیمه : مبلغی است که بیمه گر در ازای پذیرش خطر طبـق قـرارداد بیمـه از بیمـه گـذار مطالبه میکند.

تاریخ شروع پوشش بیمه ای : عبارت است از تاریخ شروع پذیرش خطر توسـط بیمـه گـر طبـق قرارداد بیمه.

بیمه اتکایی : بیمهای است که به موجب آن یک طـرف (بیمـه گـر اتکـایی ) در ازاى دریافـت حق بیمه، جبران تمام یا بخشى از خسارت وارده به طرف دیگر (بیمه گر و اگذارنده) را بابـت بیمه نامه یا بیمه نامه های صادره و یا قبولى توسط وى، تعهد میکند.

بیمه ات کایى نسبى : نوعى بیمه اتکایی است که به موجب آن بیمه گر اتکایی در قبال دریافـت نسبتى از حق بیمه قرارداد بیمه اولیه ، تعهد می کند به همان نسبت خسارت وارده به بیمه گر واگذارنده را جبران کند.

بیمه اتکایى غیرنسبى : نوعى بیمه اتکایى است که در آن بیمه گر اتکایی در قبال دریافت حق بیمـه، تعهد میکند تمام یا بخشى از خسارت مازاد بر سقف از پیش تعیین شده را جبران کند.

خسارت : عبارت است از مبلغ قابل پرداخت در اثر وقوع حوادث تحت پوشش قرارداد بیمه.

شناخت درآمد حق بیمه

درآمد حق بیمه باید از تاریخ شروع پوشش بیمه ای و به محض اینکه حق بیمه به گونهاى اتکاپذیر قابل اندازه گیرى باشد، شناسایى شود. بیمه گر درآمد حق بیمه را در ازاى پذیرش خطر کسب میکند، لـذا درآمـد حـق بیمـه از تاریخ شروع پوشش بیمهای، و نه تاریخ صدور، در رابطه با هریک از بیمه نامه ها شناسایى میشود. با این وجود، بنابه ملاحظات عملى، بیمه گـران معمـولاً بـراى شناسـایى درآمـد، از مبناهایی استفاده میکنند که براساس آن، تاریخ مزبور به طور تقریبـی تعیـین مـیشـود.

براى مثال بیمه گر مستقیم ممکن است فرض کند براى تمام بیمه نامه هـای صـادر شـده در یک ماه، خطر از اواسط ماه پذیرفته شده است. استفاده از این مفروضات در صورتى قابـل پذیرش است که نتیجه حاصل از بکارگیرى آن با شناسایى درآمد از تاریخ شروع پوشـش بیمهای هر بیمه نامه در دوره مالی مربوط، تفاوت با اهمیتى نداشته باشد. چنانچه بیمه گر براساس قوانین و مقررات مبالغى را از جانب سازمانهاى دولتـى یـا سـایر اشخاص ثالث از بیمه گذار دریافت کند و بدون دخل و تصرف آن را بـه حـساب ذینفـع واریز کند، این مبالغ درآمد بیمه گر تلقى نمیشود. درآمد حق بیمه باید به طور یکنواخت در طول دوره بیمه نامـه (بـراى بیمـه هـای مـستقیم ) یـا در طول دوره پذیرش غرامت (براى بیمه های اتکایى ) شناسایى شود مگر اینکه الگوى وقوع خطر در طول دوره بیمه نامه یکنواخت نباشد که در اینصورت درآمد حق بیمـه متناسـب بـا الگـوى وقوع خطر برآوردی، شناسایى میشود. در بیمه های عمومى، مبلغ حق بیمه در ازاى پوشش خطر بـراى یـک دوره زمـانى معـین دریافت میشود. این دوره زمانى معمولاً با دوره مـالى تحـت پوشـش صـورتهاى مـالى متفاوت است و درنتیجه حق بیمه مربوط به بیمه نامه های صادر شده در هر دوره با درآمـد حق بیمه برابر نیست. بخشى از حق بیمه که مرتبط با پوشش خطر بعد از پایان دوره مـالی میباشد زیر حق بیمه عاید نشده محسوب میشود. در رابطه با بسیارى از بیمه های عمومى، درآمد حق بیمه معمولاً متناسب با گذشـت زمـان شناسایى میشود. این روش در مواردى مناسب است که خطر وقوع حوادثى که منجر بـه خسارت میشود در طول دوره بیمه نامه تقریباً یکنواخت باشد. در بعضى رشته ها همانند بیمه مهندسـى، الگـوى وقـوع خطـر در طـول دوره بیمـه نامـه یکنواخت نیست. درمورد بیمه ای مهندسى (نظیر سدسـازى) در اوایـل انجـام پـروژههـا خطرات کمتر است و معمولاً در مراحل پایانى پروژه احتمال وقوع خطر و تحمل خسارت افزایش مى یابد. درآمد حق بیمه این نوع بیمه ها متناسب با الگوى وقـوع خطـر بـرآوردی شناسایى میشود. در مواردى که طبق بیمه نامه ، مبلغ حق بیمه در آینده مشمول تعدیل میباشد، حق بیمه تعدیل شده باید در موارد ممکن به عنوان مبناى شناسایى درآمد حق بیمه مورد استفاده قـرار گیـرد . اگر نتوان مبلغ تعدیل را به گونهای اتکاپذیر برآورد کرد، مبلغ اولیه حق بیمه که باتوجه بـه سـایر اطلاعات مربوط تعدیل میشود باید به عنوان مبنای شناسایی درآمد حق بیمه استفاده شود.

در بعضى از انواع بیمه ها، حق بیمه باتوجه به نتایج رویدادها و اطلاعاتى که تنها در طـول دوره بیمه یا پس از آن مشخص میشود، تعدیل میگردد. براى مثال، بیمه باربرى دریایی و بیمه آتش سوزى انبارها از انواع بیمه هاى قابل تعدیل است که در ابتداى دوره بیمه، مبلـغ اولیه حق بیمه توسط بیمه گذار به بیمه گر پرداخت و سپس براساس اعلامیه حمل یا اعـلام

موجودى، تعدیل میشود.درآمد حق بیمه مربوط به بیمه نامه های بین راهى بایـد شناسایى شود.

بیمه گر ممکن است اطلاعات کافى جهت تشخیص بیمه نامه های صادر شده در اواخر سال مالى که تاریخ شروع پوشش بیمهای آن قبل از تاریخ ترازنامه است، نداشته باشد. این نوع بیمه نامه ها را بیمه نامه های بین راهى میگویند. باتوجه به اینکه درآمد حق بیمـه از تـاریخ شروع پوشش بیمهای شناسایى میشود، مبلغ بیمه نامه هـای بـین راهـى براسـاس تجـارب گذشته و رویدادهاى پس از تاریخ ترازنامه برآورد میشود و حصه عاید شده آن به عنـوان درآمد حق بیمه شناسایى میشود.

حق بیمه عاید نشده

بخشی از حق بیمه مرتبط با بیمه نامه های صادره طی دوره مالی که قابل انتساب به پوشش خطر بعد از پایان دوره مالی است به عنوان حق بیمه عاید نشده شناسایی میشود.

روشهای برآورد حق بیمه عاید نشده باید به گونهای انتخاب شود کـه مبلـغ بـرآوردی تفـاوت با اهمیتی با بدهی واقعی در تاریخ ترازنامه نداشته باشد. درمواردی که الگوی وقوع خطر در طول دوره بیمه نامه تقریباً یکنواخت است برای محاسـبه حق بیمه عاید نشده از روش تناسب زمانی استفاده میشود. شیوه های محاسبه حق بیمه عاید، ، ماهانـه (24 /1 )نشده در روش تناسب زمانی برای بیمه نامه های سالانه شامل روزانه (365/1) است. در شیوه روزانه حـق بیمـه عایـد نـشده شـامل مجمـوع و سالانه (2 /1) فصلی (8/ 1)حق بیمه های عاید نشدهای است که در پایان دوره مالی باتوجـه بـه مـدت منقـضی نـشده بیمه نامه ها محاسبه میشود. در شیوه فصلی فرض میشود که صدور بیمه نامه ها در طی فصل به طور یکنواخت است درصورتی که در شیوه ماهانـه فـرض بـر ایـن اسـت کـه صـدور بیمه نامه ها در طول ماه به طور یکنواخت است. چنانچه صدور بیمه نامه ها در طول دوره مـالی یکنواخت نباشد هرچه طول دوره مورد نظر برای محاسبه حق بیمه عاید نشده کمتـر شـود، سطح دقت آن بیشتر میشود.

در مواردى که حق بیمه متناسب با گذشت زمان به عنـوان درآمـد شناسـایى مـی شـود، روش تناسب زمانی باید به گونهای انتخاب و بکار گرفته شود که دقت آن از روش فصلى (یا روش 8/1 ) کمتر نباشد. چنانچه دوره بیمه نامه بیش از یک سال باشد، در اعمـال روش تناسـب زمـانى حـق بیمـه یکساله در محاسبات مدنظر قرار می گیرد و حق بیمه مازاد بر یک سـال، بـه طـور کامـل به عنوان حق بیمه عاید نشده محسوب مى گردد.

خسارت

بدهى بابت خسارت معوق باید براى بیمه های مستقیم و اتکایى شناسایى شـود . مبلـغ خـسارت معوق باید بیانگر برآورد معقولی از مخارج لازم براى تسویه تعهد فعلى در تاریخ ترازنامه باشد.

بدهى بابت خسارت معوق باید شامل مبالغ زیر باشد:

الف. خسارت واقع شدهای که گزارش نشده است،

ب . خسارت گزارش شدهای که پرداخت نشده است،

ج . خسارتی که به طور کامل گزارش نشده است و

د . مخارج برآوردى تسویه خسارت.

حصول اطمینان نسبت به شناسایى هزینه ها و بدهیهای مرتبط بـا خـسارت در دوره مـالى مربوط، حائز اهمیت است. خسارت، ناشی از حوادث تحت پوششى اسـت کـه در طـول دوره بیمه نامه اتفاق میافتد. برخى خسارتها در دوره مالى وقوع حادثه به بیمه گر گـزارش و در همان دوره تسویه میشود و برخى نیز ممکن است تا پایان دوره مالى تسویه نـشود. همچنین، ممکن است حوادثى واقع و منجر به خسارت شود اما تـا پایـان دوره مـالى بـه بیمه گر گزارش نگردد. اینگونه خسارتها، خسارت واقع شده ای که گزارش نـشده اسـت نامیـده میشود. بدهى مربوط به خسارت واقع شدهای که پرداخت نشده اسـت (شـامل خـسارت گزارش نشده)، باتوجه به تجربیات درمـورد خـسارت واقـع شـده در گذشـته و آخـرین اطلاعات موجود برآورد و شناسایى میشود. براى برآورد مبلغ خسارت یاد شـده، نـه تنهـا تجربیات گذشته بلکه تغییر شرایط از قبیل آخرین حوادث فاجعه آ میز و تغییـر در حجـم و ترکیب خطرات تحت پوشش بیمه درنظر گرفته میشود. تشخیص اجزای تشکیل دهنده مخارج نهایى جبران خسارت توسط بیمـه گـر، بـراى تعیـین هزینه هاى خسارت دوره مالى و بدهى خسارت معوق در تاریخ ترازنامه، حائز اهمیت است. این اجزا شامل مبالغ قابل پرداخت بابت خسارت طبق مفاد بیمـه نامـه و مخـارج تعیـین و تسویه خسارت است. مخارج تعیین و تسویه خسارت شامل مخارج مـستقیم هـر خـسارت مانند حق الزحمه خدمات کارشناسی و حقوقی و همچنین آن دسته از مخـارج غیرمـستقیمی است که بتوان با هر خسارت مرتبط دانست. در تعیین مخارج نهایی جبران خسارت، مبـالغ بازیافتنی از طریق حق جانشینی و یا اقلام اسقاطی از مبلغ خسارت کسر میشود. بدهى بابت خسارت معوق شامل خسارت پرداخت نشده و مخارج مـستقیم و غیرمـستقیم تسویه خسارتی میباشد که در دوره های مالی جاری و گذشته واقع شده است، چون ایـن مبالغ بیانگر تعهد فعلى بیمه گر درنتیجه وقوع رویدادهاى گذشته است. ذخایر لازم براى خسارت معوق باتوجه به خسارت بروردى هر مورد یا طبقـه اى از یـک رشته (مثلاً در بیمه بدنه براساس مدل و سال تولید) تعیین میشود. علاوه بـر ایـن ممکـن است براى هر رشته نیز از فرمولهاى ریاضى استفاده شود. انتخاب روش محاسبه بـه نـوع بیمه و قضاوت مدیریت بستگى دارد. روشى که توسط مدیریت انتخـاب مـیشـود بایـد به طور یکنواخت اعمال گردد. شناسایى هزینه ها و بدهیهاى مربوط به اجزاى تشکیل دهنده مخارج نهایى جبران خـسارتبه میزان قابلیت اتکاى اندازه گیرى این اجزا بستگى دارد. بعضى بیمه گـران، بـرای بـرآورد مخارج نهایی جبران خسارت با توجه به تجربیات گذشـته خـود و صـنعت از فرمولهـاى خاصى استفاده میکنند. این فرمولها در صورتى قابل اتکا خواهد بود که متکـى بـه تعـداد سالهاى کافى باشد و به گونهای مناسب براى درنظر گرفتن تحولات اخیر تعدیل گردد.

تعدیل بدهى خسارت معوق براساس اطلاعاتى که پس از شناخت اولیه بدست مى آید، ضرورى است. هدف از انجام این تعدیلات، برآورد دقیقتر مخارج مورد انتظار جبران خـسارت اسـت.

همانند سایر بدهیها، اثر این تعدیلات بر بدهى خسارت معـوق و هزینـه خـسارت بـه محـض دسترسی به اطلاعات جدید، شناسایى میشود. با اینگونه تعدیلات به عنوان تغییـر در بـرآورد حسابداری برخورد میشود. مبالغ دریافتنی از بیمه گر اتکایی بابت خسارت واقع شده ، اعم از گزارش شده و گزارش نشده، باید در دوره وقوع از یک طرف به عنوان دارایی و از طرف دیگـر بـه عنـوان درآمـد بیمـه گـر واگذارنده شناسایی شود و نباید حسب مورد با بدهی یا هزینه مربوط تهاتر شود.

ذخیره تکمیلی

چنانچه حق بیمه های عاید نشده براى پوشش خسارت مورد انتظار مربوط بـه بیمـه نامـه هـای منقضی نشده در تاریخ ترازنامه کافی نباشد باید ذخیره تکمیلی لازم برای آن شناسایی شود. براى تعیین ذخیره تکمیلی، هر رشته از فعالیتهای بیمهای به طـور جداگانـه درنظـر گرفتـه میشود. برای این منظور، مجموع حق بیمه عاید نشده هر رشته با مجموع خـسارت مـورد انتظار و هزینه های مربوط به آن مقایـسه و در صـورت وجـود کـسری، ذخیـره تکمیلـی شناسایی میشود.

حق بیمه های اتکایى

حق بیمه اتکایی واگذاری به بیمه گران اتکایی باید توسط بیمـه گـر واگذارنـده از تـاریخ شـروع پوشش بیمه ای و طی دوره تأمین خسارت قرارداد بیمه اتکـایی، بـه طـور یکنواخـت طـی دوره پوشش بیمه ای یا متناسب با الگوی وقوع خطر، به عنوان هزینه بیمه اتکایی واگـذاری در صـورت سود و زیان شناسایی شود. بیمه گران مستقیم و اتکایی معمولاً بخشى از خطرات قبولى را به بیمه گران اتکایى منتقـل و درقبال پوشش بیمهای مجدد، بخشى از حق بیمه دریافتى را به آنها پرداخت میکنند. ایـن مبالغ، هزینه بیمه اتکایی واگذاری نامیده میشود بیمه گر واگذارنده معاملات بیمه مستقیم و بیمه اتکایی را به صورت جداگانه گزارش میکند تا دامنه و اثربخشى بیمه اتکایی براى استفاده کنندگان صورتهاى مالى به طور شفاف گزارش شود و شاخصهایى از عملکرد مدیریت خطر به استفاده کنندگان ارائه گردد. بـراین اسـاس، حق بیمه واگذارى به بیمه گران اتکایى به عنوان هزینه شناسایى میشود و با درآمد حق بیمه تهاتر نمی گردد. خسارت دریافتى یا دریافتنى از بیمه گران اتکایى نیز توسط بیمه گر مـستقیم به عنوان درآمد شناسایى می گردد و با هزینه خسارت یا هزینه حق بیمـه اتکـایی واگـذارى تهاتر نمیشود. هزینه بیمه اتکایی واگذاری باتوجه به شرایط قرارداد منعقد شده با بیمه گر اتکایی یـا الزامـات قانونی شناسایی میشود. حق بیمه اتکایی واگذارى در بیمه های اتکایى نسبى به طور هماهنگ با بیمه های مستقیم مربوط به عنوان هزینه شناسایى میگردد. به عبارت دیگر هزینه بیمه اتکایی واگذارى به طور یکنواخت در طول دوره بیمه مـستقیم مربـوط شناسـایى و در مـواردى کـه شناسایى درآمد در بیمه های مستقیم براساس الگوى وقوع خطر است، هزینه یاد شده نیز طبـق الگوی مزبور شناسایى میشود. هزینه بیمه اتکایی واگذارى در بیمه های اتکایى غیرنـسبى نیـز معمولاً طى دوره بیمه اتکایی به طور یکنواخت به عنوان هزینه دوره شناسایى میشود . کارمزدهاى دریافتى و دریافتنى از بیمه گر اتکایى طبق شرایط بیمه اتکایی تعلق میگیرد و بنابراین در زمان شروع پوشش بیمه اتکایی به عنوان درآمد شناسایی میشود. سهم بیمه گر مستقیم از مشارکت در سود (کارمزد منافع) دریافتی یا دریـافتنی از بیمـه گـر اتکایی، طبق مبنای تعهدی صرفنظر از زمان دریافت آن، در زمان تحقق به عنـوان درآمـد شناسایی میشود.

بیمه گر اتکایى ممکن است بخشى از خطر پذیرفته شده از بیمه گر مستقیم را مجدداً به بیمه گـر اتکایى دیگرى (بیمه گر اتکایی قبول کننده) واگذار کند که به آن واگذارى مجدد گفته میشود. نحوه حسابداری قراردادهای بیمه اتکایی مجدد نیز مشابه قراردادهای بیمه اتکایی اولیه است.

انتقال پرتفوى

طبق ماده 54 قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری، مؤسسات بیمـه مـیتواننـد بـاموافقت بیمه مرکزی ایران و تصویب شورای عالی بیمه تمام یا قسمتی از پرتفوی خـود را با کلیه حقوق و تعهدات ناشی از آن به یک یا چند مؤسسه بیمه مجاز دیگر واگذار کنند. باتوجه به اینکه مسئولیت مرتبط با خسارت بیمه انتقالی از بیمه گر انتقـال دهنـده بـه بیمـه گـر قبول کننده منتقل می شود، انتقال پرتفوی باید توسط بیمه گر انتقـال دهنـده بـه عنـوان حـذف پرتفوی و توسط بیمه گر قبول کننده به عنوان قبول پرتفوی به حساب گرفته شود.حذف پرتفوی باید توسط بیمه گر انتقال دهنده ازطریـق حـذف بـدهیها و داراییهـای مـرتبط بـا خطرات منتقل شده، به حساب گرفته شود . قبول پرتفوی باید توسط بیمه گر قبول کننده از طریق شناسایی درآمد حق بیمه عاید نشده و خسارت معوق پذیرفته شده، به حساب گرفته شود.

بیمه مشترک

فعالیتهای بیمه ای که از طریق قراردادهای بیمه مشترک با بیمه گذار انجام می شود باید توسـط بیمه گران قبول کننده همانند بیمه مستقیم به حساب گرفته شود.بیمه گران مستقیم یا اتکایی ممکن است طی یک قرارداد بیمه مشترک، طرف بیمه گذار واقع شوند یا اینکه هریک به نسبت سهم خود از بیمه مشترک، قراردادهای جداگانه با بیمه گذارمنعقد کنند. در این موارد بیمه گران سهم خود از حق بیمه ها، خسارت و سایر هزینـه هـا رابراساس نسبتهای توافقی به حساب میگیرند.بیمه نامه هایى که به طور مستقیم توسط یکی از اعضاى گروه بیمه گران مشترک صادر می شـود باید توسط آن عضو به عنوان بیمه مستقیم به حساب گرفته شود و بخشى از خطرات که توسـط سایر اعضاى گروه پذیرفته مـی شـود بایـد هماننـد بیمـه اتکـایی واگـذارى محـسوب گـرد د. بیمه گرانى که این خطرات را مى پذیرند باید با آن همانند بیمه اتکایی قبولى برخورد کنند.

مخارج تحصیل

مخارج تحصیل بیمه نامه ها باید در زمان وقوع به عنوان هزینه دوره شناسایی شود.

مخارج تحصیل، ازجمله شامل حق العمل پرداختی به نمایندگیهـا، مخـارج صـدور بیمه نامه هـا، مخارج اداری نگهداری سوابق بیمه نامه ها و مخارج وصول حق بیمه هاست.

افشا

اطلاعات زیر باید در یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی افشا شود :

الف. رویه شناسایى درآمد حق بیمه و حق بیمه عاید نشده ( اعم از بیمه های مستقیم و بیمه های اتکایی)،

ب . رویه شناسایی هزینه حق بیمه بیمه های اتکایی واگذاری، و

ج . نحوه محاسبه ذخیره خسارت معوق و ذخیره تکمیلی.

اقلام زیر باید در متن ترازنامه افشا شود:

الف. مطالبات از بیمه گذاران و نمایندگان،

ب . مطالبات از بیمه گران اتکایی،

ج . بدهى خسارت معوق،

د . بدهى به بیمه گران اتکایى،

ه . حق بیمه عاید نشده، و

و . ذخیره تکمیلی.

اقلام زیر باید در متن صورت سود و زیان افشا شود:

الف . درآمد حق بیمه (مستقیم و اتکایی قبولی)،

ب . درآمد بازیافت خسارت از بیمه گران اتکایى،

ج . هزینه خسارت بیمه های مستقیم و اتکایی قبولی، و

د . هزینه حق بیمه اتکایی واگذارى.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ 1/1/1386 و بعد از آن شروع می شود، لازم الاجراست. مطابقت با استانداردهای بین لمللی حسابداری. هیئت استانداردهای بین المللی حسابداری در رابطه با بیمه های عمومی، استاندارد خاصـی تدوین نکرده است، اما در استاندارد بین المللـی گزارشـگری مـالی شـماره 4 بـا عنـوان ” قراردادهای بیمه ” چارچوبهای کلی در مورد تعریف بیمه و فعالیتهای بیمهای ارائه کـرده است.