این استاندارد باید با توجه به ” مقدمه ای بر استانداردهای حسابداری” مطالعه و بکار گرفته شود.

مقدمـه

هدف این استاندارد، تجویز مبانی گزارشگری اطلاعات مالی بر حسب قـسمتهای مختلـف یک واحد تجاری است. این اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خدمات ارائـه شده و نیز مناطق جغرافیایی مختلف عملیات واحد تجاری است که بـه اسـتفاده کننـدگان صورتهای مالی در موارد زیر کمک میکند :

الف. درک بهتر عملکرد گذشته واحد تجاری،

ب . ارزیابی بهتر مخاطرات و بازده های واحد تجاری، و

ج . قضاوتهای آگاهانه تر در مورد کل واحد تجاری.

برخی واحدهای تجاری، محصولات و خدمات متنوعی تولید و ارائه میکنند یا در منـاطق جغرافیایی متفاوتی فعالیت دارند که از نرخهای سودآوری، فرصتهای رشد، انتظارات آتـی و مخاطرات مختلفی برخوردارند. اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خـدمات یک واحد تجاری و عملیات آن در مناطق جغرافیایی متفاوت، که اغلب اطلاعات قـسمت نامیده میشود، برای ارزیابی مخاطرات و بازدههای یک واحد تجاری مفید است.

دامنه کاربرد

کلیه واحدهای تجاری که اوراق سهام آنها به عموم عرضه می شود یا در جریـان انتـشار عمـومی است باید الزامات این استاندارد را رعایت کند. سایر واحدهای تجاری چنانچه داوطلبانه در صورتهای مالی تهیه شـده براسـاس اسـتانداردهای حسابداری، اطلاعات بر حسب قسمتهای مختلف را افشا نمایند، باید الزامات ایـن اسـتاندارد را به طور کامل رعایت کنند.

هنگام ارائه مجموعه صورتهای مالی جداگانه واحد تجاری اصلی همراه صـورتهای مـالی تلفیقی، اطلاعات مربوط به قسمتها فقط در صورتهای مالی تلفیقی ارائه میشود.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :

• قسمت تجاری : جزئی قابل تفکیک از واحد تجاری است که یک محصول یا خدمت یا گروهی از محصولات یا خدمات مرتبط را ارائه می کند و دارای مخاطره و بازده ای متفـاوت از سـایر قسمتهای واحد تجاری است . عوامل زیر باید در تعیین محصولات و خدمات مـرتبط در نظـر گرفته شود :

الف. ماهیت محصولات یا خدمات،

ب . ماهیت فرآیندهای تولید،

ج . نوع یا طبقه مشتریان برای محصولات یا خدمات،

د . روشهای توزیع محصولات یا ارائه خدمات، و

ه . ماهیت مقررات مربوط، برای مثال، مقررات بانکی و بیمه ای.

• قسمت جغرافیایی : جزیی قابل تفکیک از واحد تجاری است که به ارائه محصولات یا خدمات در منطقه جغرافیایی مشخصی مشتمل بر یک کشور یـا گروهـی از کـشورها اشـتغال دارد و دارای مخاطره و بازده ای متفاوت از اجزایی است کـه در سـایر منـاطق جغرافیـایی فعالیـت میکنند. عوامل زیر باید در تشخیص قسمتهای جغرافیایی در نظر گرفته شود:

الف. تشابه شرایط اقتصادی و سیاسی،

ب . روابط بین عملیات در مناطق جغرافیایی مختلف،

ج . مجاورت عملیات،

د . مخاطرات خاص ناشی از عملیات در مناطق مشخص،

ه . مقررات کنترل ارز، و

و . مخاطرات نوسانات ارزی.

• قسمت قابل گزار ش : قسمتی تجاری یا جغرافیایی است که بر مبنای تعـاریف پیـش گفته مـشخص میشود و براساس این استاندارد، افشای اطلاعات قسمت در مورد آن ضرورت دارد.

• درآمد عملیاتی قسمت : عبارت است از درآمد حاصـل از فعالیتهـای اصـلی و مـستمر کـه مستقیماً قابل انتساب یا برمبنایی منطقی ، قابل تخصیص بـه قـسمت اسـت اعـم از اینکـه از فروش به مشتریان برون سازمانی یا معاملات با سایر قسمت های همـان واحـد تجـاری ناشـی شده باشد.

• هزینه عملیاتی قسمت : عبارت است از هزینه های مرتبط با فعالیتهای اصـلی و مـستمر کـه مستقیماً قابل انتساب یا بر مبنایی منطقی قابل تخصیص به قسمت است اعم از اینکه مـرتبط با فروش به مشتریان برون سازمانی یا معاملات با سایر قسمتهای همان واحد تجاری باشد.

• نتیجه عملیات قسمت : عبارت از درآمد عملیاتی قسمت پس از کسر هزینه عملیاتی آن است.

• داراییهای قسمت : عبارت است از داراییهایی که به طور مستقیم قابل انتساب یا بـر مبنـایی منطقی قابل تخصیص به فعالیتهای عملیاتی قسمت باشد.

• بدهیهای قسمت : عبارت است از بدهیهایی که مستقیماً قابل انتساب و یا بر مبنایی منطقـی قابل تخصیص به فعالیتهای عملیاتی قسمت باشد.

منشاء اصلی مخاطرات بر چگونگی سازماندهی و اداره واحدهای تجاری اثر مـیگـذارد. بنابراین، ساختار سازمانی و سیستم گزارشگری مالی داخلی واحـد تجـاری مبنـایی بـرای تشخیص قسمتهای آن است. مخاطرات و بازدههای یک واحد تجاری، هر دو تحـت تـأثیر محل جغرافیایی عملیات و نیز بازارهای آن قرار میگیرد. در نتیجه، قـسمتهای جغرافیـایی میتواند یکی از دو مورد زیر باشد :

الف . محل استقرار تجهیزات تولید یا ارائه خدمت و سایر داراییهای واحد تجاری، یا

ب . محل بازارها و مشتریان آن.

تعیین قسمتهای تجاری یا جغرافیایی جداگانه نیازمند قضاوت است. مدیریت واحد تجاری برای اعمال این قضاوت، هدف گزارشگری اطلاعات مالی قـسمت را بـا توجـه بـه ایـن استاندارد و خصوصیات کیفی اطلاعات مالی (طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی) در نظر میگیرد. خصوصیات کیفی شامل مربوط بودن، قابـل اتکـا بـودن و قابـل مقایـسه بـودن اطلاعاتی است که در مورد گروههای مختلـف محـصولات و خـدمات واحـد تجـاری و عملیات آن در مناطق جغرافیایی خاص گزارش میشود. همچنین خصوصیات کیفی شامل مفید بودن اطلاعات مالی برای ارزیابی مخاطرات و بازده کل واحد تجاری است.

نمونه هایی از داراییهای قسمت شامل داراییهای جاری مرتبط با فعالیتهای عملیاتی قسمت، داراییهای ثابت مشهود، داراییهای موضوع اجارههای سرمایهای و داراییهای نامشهود است. اگر استهلاک یک دارایی در هزینه عملیاتی قسمت منظور شود، دارایی مربـوط نیـز جـزء داراییهای قسمت قرار میگیرد. داراییهای قسمت، داراییهای مورد اسـتفاده بـرای مقاصـد عمومی واحد تجاری یا دفتر مرکزی را دربر نمیگیرد. داراییهای قسمت در صورتی شامل داراییهای مورد استفاده مشترک دو یا چند قسمت است که مبنایی منطقی برای تخـصیص وجود داشته باشد. داراییهای قسمت دربرگیرنده سرقفلی است که مستقیماً قابل انتساب یـا بطور منطقی قابل تخصیص به قسمت است و هزینـه عملیـاتی قـسمت شـامل اسـتهلاک سرقفلی مربوط است.

نمونه هایی از بدهیهای قسمت شامل حسابها و اسناد پرداختنی تجاری و سـایر حـسابها و اسناد پرداختنی، پیشدریافت از مشتریان و ذخیرههای تضمین محـصول اسـت. بـدهیهای قسمت شامل تسهیلات دریافتی، بدهیهای مربوط به داراییهای موضوع اجارههای سرمایه ای و سایر بدهی هایی نیست که برای مقاصد تأمین مالی و نه عملیاتی تحمل میشود. اگر هزینه سود تضمین شده در نتیجه عملیات قسمت منعکس شـود، بـدهی مربـوط جـزء بـدهی های قسمت قرار میگیرد. بدهیهای قسمتهایی که عملیات آنها عمدتاً ماهیت مالی ندارد، شـامل تسهیلات دریافتی و بدهیهای مشابه نیست، زیرا نتیجه عملیات قسمت بیانگر سود یا زیـان عملیاتی و نه سود یا زیان پس از هزینه های مالی است.

اندازه گیری داراییها و بدهیهای قسمت شـامل تعـدیلات مبـالغ دفتـری قبلـی داراییهـا و بدهیهای قابل تشخیص قسمت یک واحد تجاری است که در ترکیب واحـدهای تجـاری تحصیل شده و حسابداری آن به روش خرید است. همچنین اگر داراییهـای ثابـت مـشهود بعد از تحصیل، با توجه به نحوه عمل مجاز جایگزین، تجدیـد ارزیـابی شـود داراییهـای قسمت براساس مبالغ تجدید ارزیابی شده اندازه گیری میشود.

درآمد عملیاتی قسمت، هزینه عملیاتی قسمت، داراییهای قسمت و بدهیهای قسمت، پیش از حـذف مانده ها و معاملات درون گروهی، به عنوان جزئی از فرایند تلفیق، تعیین میگردد، مگر اینکـه چنـینمانده ها و معاملات درون گروهی، بین واحدهای تجاری گروه در درون یک قسمت باشد.

رویه های حسابداری اصلی قسمت همان رویههایی است که در تهیه و ارائه صورتهای مالی واحد تجاری استفاده میشود. علاوه براین، رویههای حسابداری قسمت شامل رویـه هـایی اسـت کـه مختص گزارشگری قسمت است. تشخیص قسمتها، روش قیمت گذاری انتقالات بـین قـسمتها و مبانی تخصیص درآمدها و هزینه های عملیاتی به قسمتها نمونه هـایی از ایـن رویـه هـای خـاص میباشد.

تشخیص قسمتهای قابل گزارش

قسمت تجاری یا قسمت جغرافیایی در صورتی باید به عنوان قـسمت قابـل گـزارش مـشخصشود که اکثر درآمد عملیاتی آن از فروش به مشتریان برون سازمانی عاید گردد، و

الف . درآمد عملیاتی حاصل از فروش به مشتریان برون سازمانی و معاملات با سـایر قـسمتها، حداقل 10 درصد جمع درآمد تمام قسمتها اعم از برون سازمانی یا داخلی باشد، یا

ب . نتیجه عملیات قسمت اعم از سـود یـا زیـان حـداقل 10 درصـد مجمـوع سـود عملیـاتی قسمتهای سود ده یا مجموع زیان عملیاتی قسمتهای زیان ده ، هر کدام که قدر مطلق آن بزرگتر است، باشد، یا

ج . داراییهای آن حداقل 10 درصد جمع داراییهای تمام قسمتها باشد.

اگر جمع درآمد عملیاتی ا ز فروش به مشتریان برون سازمانی که قابل انتساب به قسمتهای قابل گزارش است کمتر از 75 درصد جمع درآمد عملیاتی تلفیقی یا درآمد عملیـاتی واحـد تجـاری باشد، باید قسمتهای دیگری به عنوان قسمتهای قابل گزارش مشخص شود، حتی اگر آن قسمتها زیر آستا نه های 10 درصد باشد . این عمل تا آنجا ادامه می یابد که مجموع درآمد عملیاتی قسمتهای قابل گزارش حداقل 75 درصد جمع درآمد عملیاتی تلفیقی یا درآمد عملیـاتی واحـد تجاری باشد.

قسمت یا قسمتهایی که زیر تمام آستانه های اهمیت قرار می گیرد باید به طور جداگانه تحت عنوان سایر (قسمتهای تخصیص نیافته) گزارش گردد.

آستانـه هـای 10 درصـد در این استاندارد تنهـا برای مشخص کـردن قسمتهای تجاری و جغرافیایی قابل گزارش است و رهنمودی برای تعیین اهمیت در هیچ یک از دیگر جنبه های

گزارشگری مالی ارائه نمیکند.

18 . قسمتی که در دوره قبل به دلیل احراز یکی از آستانه های 10 درصد مربوط بـه عنـوان قـسمت قابل گزارش تعیین شده است ، چنانچه برمبنای قضاوت مدیریت واحـد تجـاری همچنـان دارای اهمیت باشد باید برای دوره جاری نیز به عنوان قسمت قابل گزارش تلقی شود حتی اگر درآمد عملیاتی، نتیجه عملیات و داراییهای آن بیش از آستانههای 10 درصد نباشد.

19 . چنانچه قسمتی به دلیل احراز یکی از آستانه های 10 درصد، در دوره جاری به عنوان قسمت قابل گزارش تعیین شود، اطلاعات مقایسه ای دوره قبل آن باید ارائه مجدد شود، به استثنای موارد که انجام این کار عملی نباشد.

رویه های حسابداری قسمت

اطلاعات قسمت باید براساس همان رویه های حسابداری تهیـه شـود کـه بـرای تهیـه و ارائـه صورتهای مالی تلفیقی یا صورتهای مالی واحد تجاری، بکار گرفته شده است.

از آنجا که هدف اطلاعات قسمت، کمک به استفاده کنندگان برای درک بهتر واحد تجاری و انجـام قضاوتهای آگاهانه تر در مـورد واحـد تجـاری به عنوان یک مجموعه است، این استاندارد در تهیه اطلاعات قسمت، استفاده از رویه های حسابداری بکـار گرفتـه شـده در واحد تجاری را الزامی میداند. این به معنای آن نیست که رویه های حسابداری تلفیقی یـا رویه های حسابداری واحد تجاری برای قسمتهای قابل گزارش، همانند آنکـه آن قـسمتها واحدهای گزارشگری جداگانـهای هـستند، بـه کـار رود. ارقـام محاسـبه شـده در نتیجـه به کارگیری یک رویه حسابداری خاص در سطح واحد تجاری، در صورت وجود مبنـایی منطقی، به قسمتها تخصیص مییابد. برای مثال، استهلاک ماشین آلات اغلب در سطح کـل واحد تجاری محاسبه میشود. اما ممکن است مبلغ کل استهلاک برمبنای ساعات کـارکرد در هر قسمت تخصیص یابد.

دارایی هایی که به طور مشترک توسط دو یا چند قسمت استفاده می شود فقط در صـورتی بایـد به آن قسمتها تخصیص یابد که درآمدها و هزینههای عملیاتی مربوط به آن داراییها نیز به همان قسمتها تخصیص داده شود.

روش تخصیص اقلام دارایی، بدهی، درآمد عملیاتی و هزینه عملیاتی به قسمتها به عواملی از قبیل ماهیت اقلام، فعالیتهای انجامشده توسط قسمت و استقلال نسبی آن بـستگی دارد. مشخص کردن مبنایی واحد برای تخصیص که توسط تمام واحدهای تجاری پذیرفته شود، امکانپذیر یا مناسب نیست. همچنین مجبور کردن واحدهای تجاری بـه تخـصیص اقـلام دارایی، بدهی، درآمد عملیاتی و هزینه عملیاتی مشترک قسمت در صورتی که مبنای ایـن تخصیص ها اختیاری یا درک آن مشکل باشد، مناسب به نظر نمـیرسـد. بعـلاوه تعـاریف درآمد عملیاتی قسمت، هزینه عملیاتی قـسمت، داراییهـای قـسمت و بـدهیهای قـسمت به یکدیگر مربوط است و تخصیصها باید سازگار باشد. بنابراین داراییهـایی کـه بـه طـور مشترک مورد استفاده قسمتها قرار میگیرد فقط در صورتی به آنها تخصیص می یابـد کـه درآمدها و هزینه های عملیاتی مربوط به آن داراییها نیز به قسمتها تخصیص داده شود. برای مثال، یک دارایی فقط در صورتی در داراییهای قسمت مـنعکس مـیشـود کـه اسـتهلاک مربوط نیز در اندازهگیری نتیجه عملیات قسمت، منظور گردد.

افشا

واحد تجاری باید موارد زیر را برای هر قسمت قابل گزارش تجاری یا جغرافیایی مبتنی بر مکـان استقرار داراییها افشا کند :

الف . درآمد عملیاتی قسمت ناشی از فروش به مشتریان ب رون سازمانی و معـاملات بـا سـایرقسمتها، به طور جداگانه،

ب . نتیجه عملیات قسمت،

ج . جمع مبلغ دفتری داراییهای قسمت،

د . بدهیهای قسمت،

ه . جمع اضافات داراییهای ثابت مشهود و داراییهای نامشهود هر قسمت طی دوره،

و . جمع مبلغ هزینه استهلا ک داراییهای ثابت مشهود و داراییهای نامشهود هر دوره قـسمت که در نتیجه عملیات آن قسمت منظور شده است، و

ز . جمع مبلغ سایر هزینه های غیرنقدی عمده هر دوره قسمت که در هزینه هـای عملیـاتی آن قسمت منظور شده است.

در مورد قسمت جغرافیایی مبتنی بر مکان بازارها و مشتریان چنانچه با مکـان اسـتقرار داراییهـا متفاوت باشد و درآمد عملیاتی آن از فروش بـه مـشتریان بـرون سـازمانی برابـر بـا حـداقل 10 درصد جمع درآمد عملیاتی واحد تجاری از فروش به تمام مـشتریان بـرون سـازمانی باشـد،واحد تجاری باید درآمد عملیاتی چنین قسمتهایی را به طور جداگانه افشا کند.

واحد تجاری باید صورت تطبیق اطلاعات افشا شده برای قـسمتهای قابـل گـزارش و اطلاعـاتتجمیعی در صورتهای مالی تلفیقی یا صورتهای مالی واحد تجاری را ارائه کند. برای این منظور بایددرآمد عملیاتی قسمت با درآمد عملیاتی واحد تجاری از مشتریان برون سازمانی (شامل افشایمبلغ درآمد عملیاتی واحد تجاری از مشتریان برون سازمانی که در درآمد عملیـاتی هیچ یـک ازقسمتها منظور نشده است )، نتیجه عملیات قسمت بـا سـود یـا زیـان عملیـا تی واحـد تجـاری ،داراییهای قسمت با داراییهای واحد تجاری و بدهیهای قسمت با بدهیهای واحـد تجـاری تطبیـق داده شود.

در اندازه گیری و گزارشگری درآمد عملیاتی قسمت ناشی از معاملات با سایر قسمتها، انتقـالات بین قسمتها باید برمبنایی اندازه گیری شود که واحد تجاری در عمل برای قیمت گذاری انتقالات استفاده می کند. مبنای قیمت گذاری انتقالات بین قسمتها و هر تغییر مربوط بایـد در صـورتهای مالی افشا شود.

تغییرات در رویه های حسابداری بکار گرفته شده برای گزارشگری قسمت که تأثیر عمدهای بـر اطلاعات قسمت دارد، باید افشا شود . همچنین اطلاعات دوره گذشته قـسمت بـرای مقاصـد مقایسهای باید ارائه مجدد شود، مگر آنکه انجام این کار عملی نباشد . این افشا بایـد شـرحی از ماهیت تغییر، دلایل تغییر، اینکه اطلاعات مقایسه ای ارائه مجدد ش ده یـا اینکـه انجـام ایـن کـار غیرعملی است و اثر مالی تغییر را، در صورتی که به طور منطقی قابل تعیین باشـد، دربرگیـرد . چنانچه واحد تجاری نحوه تشخیص قسمتهای خود را تغییر دهد و اطلاعات دوره گذشته قسمت را به دلیل عملی نبودن برمبنای جدید ارائه مجدد نکند، به منظور مقایسه ، واحـد تجـاری بایـد اطلاعات قسمت را در سالی که نحوه تشخیص قسمتها را تغییر داده است ، بر مبنـای قـسمتهای قدیم و جدید گزارش کند.

با تغییرات در رویههای حسابداری بکار گرفته شده توسط واحد تجاری براساس استاندارد حسابداری شماره 6 با عنوان گزارش عملکـرد مـالی رفتـار مـیشـود. براسـاس الزامـات استاندارد یاد شده، تغییر در رویه حسابداری فقط باید در صورتی انجام شـود کـه تغییـر به موجب قوانین آمره یا استانداردهای جدید الزامی شود یا به ارائه مطلوبتر رویدادها یا معاملات در صورتهای مالی واحد تجاری منجر شود.

برخی تغییرات در رویه های حسابداری مانند تغییرات در نحوه تشخیص قسمتها و تغییرات در مبانی تخصیص درآمـدها و هزینـه هـای عملیـاتی، مشخـصاً مربـوط بـه گزارشـگری قسمت هاست. این تغییرات میتواند تأثیر عمدهای بر اطلاعات قسمت گزارش شـده داشـته باشد، اما مجموع اطلاعات مالی گزارش شده برای واحد تجاری را تغییر نخواهد داد. برای اینکه استفاده کنندگان تغییرات را درک و روندها را ارزیـابی کننـد، اطلاعـات مقایـسه ای قسمت برای انعکاس آثار رویه های حسابداری جدید، در صورت عملی بودن، ارائه مجدد میشود.

برای مقاصد گزارشـگری قـسمت، انتقـالات بـین قـسمت ها بایـد برمبنایی اندازه گیری شود که واحد تجاری در عمل برای قیمت گذاری آن انتقالات استفاده میکند. چنانچه واحد تجاری روش قیمت گذاری انتقالات بین قسمتهای خود را تغییر دهد، اگرچه این تغییر به مثابه تغییر در رویه حسابداری نیست و نباید اطلاعات مقایسه ای دوره گذشته قسمت ارائه مجدد شود، با این حال افشای این تغییـر الزامی است. واحد تجاری باید انواع محصولات و خدمات منظور شده در هر قسمت تجاری گزارش شـده و نیزترکیب هر قسمت جغرافیایی گزارش شده را افشا کند.

برای ارزیابی موضوعاتی از قبیل تغییرات در تقاضا، قیمت منابع مصرفی یا سـایر عوامـل تولید و توسعه محصولات و فرآیندهای جـایگزین در قـسمت تجـاری، لازم اسـت کـه فعالیتهای قسمت شناخته شود. همچنین برای ارزیابی تـأثیر تغییـرات محـیط اقتـصادی و سیاسی بر مخاطرات و نرخهای بـازده قـسمت جغرافیـایی، شـناختن اجـزای آن قـسمت جغرافیایی اهمیت دارد.

قسمتهایی که قبلاً گزارش شده اما در دوره جاری آستانههای کمی را احراز نکند، به طور جداگانه گزارش نمیشود. برای مثال ممکن است به دلیل کاهش در تقاضـا یـا تغییـر در راهبرد مدیریت یا به دلیل فروش بخشی از عملیات قسمت یا ترکیب آن با سایر قـسمتها، آن قسمت آستانه ها را دیگر احراز نکند. توضیحی در مـورد دلایـل اینکـه چـرا قـسمت گزارش شده قبلی دیگر گزارش نمیشود نیز ممکن اسـت در تأییـد انتظـارات از کـاهش بازارها و تغییرات در راهبردهای واحد تجاری، مفید باشد.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیـه صـورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ 1/1/1381 و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست .

مطابقت با استانداردهای بین المللی حسابداری

به استثنای موارد زیر، با اجـرای الزامـات ایـن اسـتاندارد، مفـاد اسـتاندارد بـین المللـی حسابداری شماره 14 با عنوان گزارشگری قسمتها نیز رعایت میشود:

الف. طبق استاندارد بین المللی حسابداری شماره 14 ” گزارشگری قـسمتها ” مدیریت بایـد با توجه به منبع اصلی و ماهیت مخاطرات و بازدههای یک واحـد تجـاری، قـسمت تجاری یا قسمت جغرافیایی را به عنوان مبنـای اولیـه گزارشـگری مـشخص کنـد. در رابطه با مبنای اولیه اطلاعات مفصل تر و برای مبنای ثانویه اطلاعات کمتری ارائـه میشود. در استاندارد شماره 25 با عنوان ” گزارشگری بر حـسب قـسمتهای مختلـف ” برای محدود کردن دامنه قضاوت و جلوگیری از پیچیدگی غیر ضروری با توجه بـه شرایط موجود، الزامات گزارشگری بر مبنای اولیه و ثانویه پیشبینی نشده است.

ب . طبق استاندارد بین المللی حسابداری شماره 14 ،برای هر قسمت قابل گزارش سـهم واحد تجاری از سود یا زیان واحدهای تجاری وابسته، مشارکتهای خاص یـا سـایر سرمایه گذاری هایی که به روش ارزش ویژه منعکس میشود و عملیات آنها در حوزه یک قسمت واحد قرار میگیرد باید افشا شود. این الـزام در اسـتاندارد حـسابداری شماره 25 وجود ندارد.