این استاندارد باید با توجه به “مقدمه ای بر استانداردهای حسابداری”مطالعه و بکار گرفته شود.

دامنه کاربرد

این استاندارد به نحوه حسابداری سرمایه گذاریها و الزامات افشای اطلاعات مربوط می پردازد.

حسابداری سرمایه گذاری در کلیه واحدهای تجاری باید طبق الزامات این استاندارد انجـام شـود .

این استاندارد نحوه حسابداری سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی و وابـسته در صـورتهای مالی تلفیقی را تعیین نمی کند لیکن درخصوص نحوه حـسابداری سـرمایه گـذاری های پیـش گفته درصورتهای مالی واحد تجاری اصلی کاربرد دارد مگر در مواردی که در اسـتانداردهای حـسابداری مربوط به سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی و وابسته نحوه عمل دیگری تجویز شده باشد.

موارد زیر در این استاندارد مورد بحث قرار نمیگیرد:

الف. مبانی شناخت درآمدهایی که به صورت سود تضمین شده، سـود سـهام و غیـره از سرمایه گذاریها عاید می شود

ب . سرمایه گذاری در واحدهای تجاری فرعی و وابسته در صورت های مالی تلفیقی.

ج . سرمایه گذاری های خاص ازجمله ابزارهای مالی پیچیده.

د . سرمایه گذاری هایی که توسط طرح های مزایای بازنشستگی و مؤسسات بیمه عمر انجام میشود.

ه . سرمایه گذاری در املاک.

نظر به اینکه یکی از ویژگی های کلیه سرمایه گـذاریها، ایجـاد منـافع اقتـصادی بـرای واحـد سرمایه گذار است، نحوه حسابداری منـدرج در ایـن اسـتاندارد عملکـرد سـرمایه گـذاری یک واحد سرمایه گذار را به نحو مناسب شناسایی و اندازه گیری میکند. لذا، این اسـتاندارد، در مورد کلیه واحدهای تجاری سرمایه گذار، صرف نظر از ماهیت، درصد سرمایه گـذاری و حجم فعالیت سرمایه گذاری آنها، ازجمله شرکتهای تخصصی سرمایه گـذاری کـاربرد دارد.

با این حال، این امر مانع تدوین رهنمودهای ویژه برای صنایع و گروههای واحدهای تجاری خاص با رعایت اصول کلی مندرج در این استاندارد نیست.

تعاریف

اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

• سرمایه گذاری : نوعی دارایی است که واحد سرمایه گـذار بـرای افـزایش منـافع اقتـصادی از طریق توزیع منافع (به شکل سود سهام ، سود تضمین شده و اجاره )، افزایش ارزش یا سایر مزایا (مانند مزایای ناشی از مناسبات تجاری) نگهداری میکند.

• سرمایه گذاری بلندمدت : به طبقه ای از سرمایه گذاری ها گفته می شود که به قـصد اسـتفاده مستمر در فعالیت های واحد تجاری نگهداری شود. یک سرمایه گذاری هنگامی به عنوان دارایـی غیرجاری طبقه بندی می شود که قصد نگهداری آن برای مدت طولانی به وضوح قابل اثبـات باشد یا توانایی واگذاری آن توسط سرمایه گذار مشمول محدودیت هایی باشد.

• سرمایه گذاری جاری : به طبقه ای از سرمایه گذاریها گفته می شود که سرمایه گذاری بلندمدت نباشد.

• سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار : نوعی سرمایه گذاری است که برای آن بازار فعالی که آزاد و در دسترس است وجود دارد به طوری که از طریق آن بتوان به ارزش بازار یا شاخصی قابل اتکا که محاسبه ارزش بازار را امکان پذیر سازد، دست یافت.

• سود سهمی (یا سهام جایزه ) : عبارت است از توزیع سود به شکل سهم بی ن صاحبان سهام یک واحد تجاری از محل سود تقسیم نشده یا اندوخته ها که با توجه به اصـلاحیه قـانون تجـارت موکول به تصویب مجمع عمومی فوق العاده است.

• حق تقدم : قانون تجارت ، حقی است قابل نقـل و انتقـال کـه در زمان خرید سهام جدید توسط صاحبان سهام واحد تجـاری بـه نـسبت سـهامی کـه مالکنـد به ایشان تعلق می گیرد.

• سرمایه گذاری در املاک : عبارت از سرمایه گذاری در زمین یا ساختمانی است کـه عملیـات ساخت و توسعه آن به اتمام رسیده و به جهت ارزش بالقوه ای که ازنظر سرمایه گذاری دارد و نه به قصد استفاده توسط واحد تجاری سرمایه گذار یـا شـرکت های هم گـروه آن، نگهـداری میشود.

اگرچه ویژگی زیربنایی سرمایه گذاری این است که با قصد کسب منافع اقتصادی آتی انجام می پذیرد، اما این ویژگی در مورد کلیه دارایی ها مصداق دارد. این امر مشکلاتی را در تعریف سرمایه گذاری از نظر مقاصد این استاندارد ایجاد میکند زیرا این استاندارد قصد ندارد سایر دارایی های مورد استفاده واحد تجاری از قبیل دارایی های ثابت مشهود و موجودی مواد و کالا را

دربرگیرد. این مشکل در مواردی که سرمایه گذاری خصوصیاتی مشابه با دیگر دارایی ها دارد، مضاعف می شود. مثلاً در مواردی که عملیات خرید و فروش سرمایه گـذاری بخـش عمـده فعالیت روزمره یک واحد تجاری را تشکیل می دهد، پرتفوی سرمایه گذاریها، مشابه موجودی مواد و کالا در سایر واحدهای تجاری است.

به هر صورت، در تدوین استاندارد حسابداری برای سرمایه گذاری ها، این فرض تلویحی وجود دارد که دارایی طبقه بندی شده به عنوان سرمایه گذاری، مستلزم نحـوه حـسابداری متفـاوتی از سایر دارایی هاست. این امر به نوبه خود حاکی از این است کـه در ماهیـت سـرمایه گـذاری خصوصیاتی وجود دارد که آن را از سایر داراییها متمایز مـی سـازد. ویژگـی متمایزکننـده

سرمایه گذاری به عنوان طبقه ای از داراییها، طریقه خاص کسب منافع اقتـصادی آن اسـت. این منافع اقتصادی ممکن است به یکی از اشکال زیـر یـا هـر دوی آنهـا حاصـل شـود. شکل اول دریافتهای ناشی از توزیع منافع، از قبیل سود تضمین شده و سود سـهام اسـت. در مفهومی گسترده تر، این شکل دربرگیرنده شرایط مساعد تجاری است که از طریق یـک سرمایه گذاری تجاری فراهم می آید. شکل دوم، منفعت سرمایه ای است که مـنعکس کننـده افزایش در ارزش مبادلاتی یک سرمایه گذاری طی دوره نگه داشت آن توسط واحد تجاری است. این ویژگی درتعریف سرمایه گذاری برای مقاصد این استاندارد بکـار گرفتـه شـده است. اگرچه ارزش سایر داراییها از قبیل ساختمان و ماشین آلات نیـز ممکـن اسـت طـی زمان افزایش یابد، لیکن ایـن اقـلام تنهـا در

مـواردی طبـق ایـن اسـتاندارد بـه عنـوان سرمایه گذاری تلقی میشود که برای این هدف و نه به قصد اسـتفاده در عملیـات واحـد تجاری، نگهداری شده باشد.

اگرچه ویژگی زیربنایی سرمایه گذاری این است که با قصد کسب منافع اقتصادی آتی انجام می پذیرد، اما این ویژگی در مورد کلیه دارایی ها مصداق دارد. این امر مشکلاتی را در تعریف سرمایه گذاری از نظر مقاصد این استاندارد ایجاد میکند زیرا این استاندارد قصد ندارد سایر دارایی های مورد استفاده واحد تجاری از قبیل دارایی های ثابت مشهود و موجودی مواد و کالا را دربر گیرد. این مشکل در مواردی که سرمایه گذاری خصوصیاتی مشابه با دیگر دارایی ها دارد، مضاعف میشود. مثلاً در مواردی که عملیات خرید و فروش سرمایه گـذاری بخـش عمـده فعالیت روزمره یک واحد تجاری را تشکیل میدهد، پرتفوی سرمایه گذاریها، مشابه موجودی مواد و کالا در سایر واحدهای تجاری است.

به هر صورت، در تدوین استاندارد حسابداری برای سرمایه گذاریها، این فرض تلویحی وجود دارد که دارایی طبقهبندی شده به عنوان سرمایه گذاری، مستلزم نحـوه حـسابداری متفـاوتی ازسایر داراییهاست. این امر به نوبه خود حاکی از این است کـه در ماهیـت سـرمایه گـذاری خصوصیاتی وجود دارد که آن را از سایر دارایی ها متمایز مـی سـازد. ویژگـی متمایزکننـده

سرمایه گذاری به عنوان طبقه ای از دارایی ها، طریقه خاص کسب منافع اقتـصادی آن اسـت. این منافع اقتصادی ممکن است به یکی از اشکال زیـر یـا هـر دوی آنهـا حاصـل شـود. شکل اول دریافتهای ناشی از توزیع منافع، از قبیل سود تضمین شده و سود سـهام اسـت. در مفهومی گسترده تر، این شکل دربرگیرنده شرایط مساعد تجاری است که از طریق یـک سرمایه گذاری تجاری فراهم می آید. شکل دوم، منفعت سرمایه ای است که مـنعکس کننـده افزایش در ارزش مبادلاتی یک سرمایه گذاری طی دوره نگهداشت آن توسط واحد تجاری است. این ویژگی درتعریف سرمایه گذاری برای مقاصد این استاندارد بکـار گرفتـه شـده است. اگرچه ارزش سایر داراییها از قبیل ساختمان و ماشین آلات نیـز ممکـن اسـت طـی زمان افزایش یابد، لیکن ایـن اقـلام تنهـا در مـواردی طبـق ایـن اسـتاندارد بـه عنـوان سرمایه گذاری تلقی میشود که برای این هدف و نه به قصد اسـتفاده در عملیـات واحـد تجاری، نگهداری شده باشد.

ممکن است ادعا شود که سرمایه گذاری نگهداری شده توسط معامله گران سهام به عنـوان موجودی که به قصد کسب سود درجریان عادی فعالیت های تجـاری آنهـا صـورت گرفتـه است، در تعریف سرمایه گذاری طبق این استاندارد قرار نمیگیرد. لیکن این اعتقاد وجـود دارد که دارایی مورد معامله به شیوه مزبور، همان خصوصیات زیربنـایی را داراسـت کـه درصورت نگهداشت توسط یک واحد تجاری دیگر و فروش آن به یک معامله گر سـهام و یا خریدار نهایی دیگری دارا می بود. بنابراین نحوه حسابداری سرمایه گذاری های نگهـداری شده به منظور خرید و فروش توسط معامله گران سهام نیز مطابق این استاندارد است.

تعریف سرمایه گذاری طبق این استاندارد تعریفی عام است. با این حال اضافه می شود کـه تعریف مزبور، شامل اوراق سهام، اوراق مشارکت با حداقل سود تضمین شده، حق تقـدم خرید سهام، کالاها و سپردههای سرمایه گذاری مدت دار بـانکی می باشد. ضمناً اقلام مزبور کلیه موارد را دربر نمی گیرد.

انواع سرمایه گذاری

10 . سرمایه گذاری ممکن است به اشکال مختلفی صورت گیرد و به دلایل گوناگونی نگهداری شود. برخی سرمایه گذاریها ممکن است در قالب اسنادی که بیانگر بدهی پولی بـه دارنـده آنهاست، ظاهر بشوند . برخی از این سرمایه گـذاری ها ممکـن است متضمن سود تضمین شده حداقلی باشند. سرمایه گذاریها همچنین میتوانند در قالب مالکیت سهام یک واحد تجاری دیگر ظاهر شوند. این سرمایه گذاریها بیانگر حقـوق مـالی است. سایر اشکال سرمایه گذاری شامل نگهداری دارایی های عینی مثل زمـین و سـاختمان، فلزات گرانبها یا دیگر کالاها ازجمله آثار هنری است. سرمایه گـذاریهای مختلـف ازنظـر سهولت تبدیل به وجه نقد یا سایر داراییهـا، میـزان داد و سـتد و ماهیـت بـازار مربـوط ویژگیهای متفاوتی از خود بروز میدهند.

ماهیت و سطح سرمایه گذاری یک واحـد تجـاری و حجـم فعالیـت آن در زمینـه خریـد، نگهداری و فروش سرمایه گذاریها در واحدهای مختلف فرق میکند. برای برخی واحدهای تجاری خصوصاً واحدهایی که در بخش های خاص خدمات مالی فعالیـت دارنـد، فعالیـت سرمایه گذاری بخش عمده عملیات واحد تجاری را تشکیل میدهد و عملکرد آن در زمینه سرمایه گذاری به میزان قابل ملاحظه ای برنتایج عملیات آن تأثیر می گذارد. برخی واحدهای تجاری ازقبیل شرکتهای تخصصی سرمایه گذاری صـرفاً در زمینـه نگهـداری و مـدیریت پرتفوی سرمایه گذاری در بلندمدت فعالیت میکنند تا برای صاحبان سرمایه خود درآمد یا رشد سرمایه فراهم آورند. برای سایر واحـدهای تجـاری، سـرمایه گـذاری ممکـن اسـت به عنوان یک منبع وجوه مازاد نگهداری شود و بخشی از فعالیت مدیریت وجوه نقد آن را تشکیل دهد. همچنین یک واحد تجاری ممکن است به منظور اعمال نفوذ قابل ملاحظه یـا اعمال کنترل برسیاستهای مالی و عملیاتی واحد تجاری دیگر، در سهام آن سرمایه گـذاری کند. ب علاوه سرمایه گذاری ممکن است به منظور تحکیم رابطه تجاری یا دسـتیابی بـه یـک مزیت تجاری نگهداری شود.

برای برخی سرمایه گذاریها، بازار فعالی وجود دارد که برمبنای آن، میتـوان ارزش بـازارسرمایه گذاری را تعیین کرد. برای این سرمایه گذاریها، ارزش بازار شاخص ارزش منصفانه سرمایه گذاری است. در مورد سایر سرمایه گذاریها، بازار فعالی وجود ندارد و برای تعیـین ارزش منصفانه از طرق دیگری استفاده میشود.

طبقه بندی سرمایه گذاریها

آن گروه از واحدهای تجاری که طبق الزامـات اسـتاندارد حـسابداری شماره 14 بـا عنـوان نحوه ارائه داراییهای جاری بدهیهای جاری “، داراییهای جاری و غیرجاری را در صـورتهای مـالی خود تفکیک می کنند باید سرمایه گذاریهای جاری را به عنوان دارایی جاری و سـرمایه گـذاریهای بلندمدت را به عنوان دارایی غیرجاری منعکس کنند.

آن گروه از واحدهای تجاری که طبق استانداردهای حـسابداری خـاص یـا مفـاد قـوانین آمـره داراییهای جاری و غیرجاری را در ترازنامه تفکیک نمی کنند باید به منظـور تعیـین مبلـغ دفتـری سرمایه گذاریها، بین آنها تمایز قائل شوند و مبلغ دفتری سرمایه گذاریها براساس تعریف سرمایه گذاری بلندمدت ، سـرمایه گـذاری فقـط زمـانی به عنوان بلندمدت طبقه بندی میشود که قصد نگهداری آن برای مدت طولانی به وضـوح قابل اثبات باشد یا اینکه در عمل محدودیت هایی در توانایی واگذاری آن توسط واحد تجاری وجود داشته باشد. این اصل صرف نظر از اینکه سرمایه گذاری مورد نظر سـریع المعاملـه در بازار باشد یا نباشد، مصداق دارد. بنابراین سرمایه گذاری بلندمدت مشتمل بر موارد زیر است:

الف. سرمایه گذاری در واحد تجاری فرعی و وابسته یا تسهیلات بلندمدت اعطـایی به این واحدها.

ب . سرمایه گذاری هایی که اساساً جهت حفظ، تسهیل و گسترش فعالیت یا روابط تجاری موجود انجام شده است (این سرمایه گذاریها اصطلاحاً سرمایهگذاریهای تجاری نام گرفته است).

ج . سرمایه گذاری هایی را که نمیتوان واگذار کرد، یا بدون تأثیر عمده برفعالیتهای واحد تجاری قابل واگذاری نیست.

د . سرمایه گذاری هایی که با قصد استفاده مستمر توسط واحد تجاری نگهداری میشود و هدف آن نگهداری پرتفویی از سرمایه گذاریها جهت تأمین درآمد و یا رشد سـرمایه بـرای صاحبان سرمایه واحد تجاری است.

تنها در شرایطی که معیارهای پیش گفته احراز شود، سرمایه گـذاری را مـیتـوان بلندمـدت تلقی کرد. این واقعیت که یک سرمایه گذاری برای مدت نـسبتاً طـولانی نگهـداری شـده است، لزوماً به معنای بلندمدت بودن سرمایه گذاری نیست. در سایر مـوارد کـه معیارهـای مزبور احراز نگردد، سرمایه گذاری (اعم از سریع المعاملـه در بـازار یـا سـایر) بـه عنـوان سرمایه گذاری جاری طبقه بندی میشود.

تعریف سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار، دربرگیرنده دو شرط اصلی است. اول وجود بازاری فعال که آزاد و قابل دسترس باشد و دوم اینکه قیمت های معاملاتی درچنین بازاری معلـوم باشـد وعلنی اعلام شود. بعلاوه قیمت اعلام شده باید به گونه ای قابل اتکا بیانگر قیمتی باشد که بتوان براساس آن معامله کرد. درصورت تحقق این شرایط، سـرمایه گـذاری یـک “سـرمایه گـذاری سریع المعامله در بازار” است. در عمل مفهوم عبارت ” سریع المعامله در بازار” ممکن است بـرای واحدهای تجاری مختلف یکسان نباشد. بنابراین به دلیل تفاوت در میـزان دسترسـی بـه بـازار و دردسترس بودن قیمت های اعلام شده، یک سرمایه گذاری کـه هنگـام نگهـداری توسـط برخـی مؤسسات خدمات مالی خاص، سریع المعامله در بازار تلقـی شـود، ممکـن اسـت بـرای دیگـر واحدهای تجاری این چنین نباشد.

سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار را، هم میتوان به عنوان سرمایه گذاری جاری طبقه بندی کرد آن را سرمایه گذاری بلندمدت تلقی کرد.

برخی از واحدهای تجاری ممکن است به موجب استانداردهای حسابداری خاص یا مفـاد قوانین آمره، ترازنامه خود را مطابق فرم ازپیش تعیین شدهای که بین داراییهـای جـاری و غیرجاری تمایزی قائل نمیشود، تهیه کنند. بسیاری از واحدهای تجـاری، نظیـر بانکهـا و شرکتهای بیمه که در رشته های مالی فعالیت میکنند، هرچند ممکن است قـصد واگـذاری داراییهایشان را طی عملیات جـاری نداشـته باشـند، بـا ایـن حـال معمـولاً بـسیاری ازسرمایه گذاریهای خود را به عنوان منابعی تلقی میکنند که درصورت لزوم، میتوان آنها را جهت عملیات جاری بکار گرفت. با این حال این واحدهای تجـاری ممکـن اسـت دارای سرمایه گذاری هایی باشند که علی الاصول سرمایه گـذاری بلندمـدت تلقـی شـود. بنـابراین بسیاری از این واحدهای تجاری در تجزیه و تحلیل سرمایه گذاریه ای خود و انتساب مبلـغ دفتری به آنها، خصوصیات سرمایه گذاری را از نظر جاری یا بلندمدت بودن، مبنـای کـار قرار میدهند.

بهای تمام شده سرمایه گذاری ها

بهای تمام شده یک سرمایه گذاری، مخارج تحصیل آن، ازقبیل کارمزد کارگزار، حق الزحمه هـا و عوارض و مالیات را نیز دربر میگیرد لیکن شامل مخارج مالی تحمل شده در رابطه با ایجاد تدریجی یک سرمایه گذاری نیست. بهای تمام شده پرتفوی سرمایه گذاریها برمبنـای تـکتـک سرمایه گذاری های آن تعیین میشود.

اگر سرمایه گذاری کلاً یا جزئاً درمقابل ما به ازای غیرنقد تحصیل شود، بهـای تمـام شـده آن معادل ارزش منصفانه دارایی یا اوراق بهاداری خواهد بود که به عنوان ما به ازا واگذار شـده است. لیکن هرگاه ارزش منصفانه سرمایه گذاری تحصیل شده با سهولت بیشتری قابل تعیین باشد، مبلغ اخیر ممکن است در تعیین بهای تمام شده سرمایه گذاری ملاک عمل قرار گیرد.

نحوه تعیین بهای تمامشده حق تقدم خریداری شده مشابه با خرید سهام اسـت. همچنـین چنانچه واحد تجاری در نتیجه افزایش سرمایه واحد سرمایه پذیر صاحب حق تقـدم شـود وجوه پرداختی بابت سهام جدید یا واگذاری مطالبات سود سهام نقدی از ایـن بابـت بـه بهای تمام شده سرمایه گذاری اضافه میشود. در مـوارد بـالا پـس از حـصول اطمینـان ازدریافت سهام جدید به منظور تعیین مبلغ دفتری هر سهم، جمع مبلغ دفتری سرمایه گـذاری قبلی و بهای تمامشده حق تقدم تحصیل شده به کل سهام موجود از بابت سـرمایه گـذاری مربوط تسهیم میشود.

چنانچه سرمایه گذاری تحصیل شده دربرگیرنده حداقل سود تضمین شده یا سود سهام تعلـق گرفته و دریافت نشده باشد، بهای تمام شده سرمایه گذاری عبارت از بهای خرید بعد از کـسرهرگونه سود تعلق گرفته و دریافت نشده خواهد بود.

مبالغ سود تضمین شده، حق امتیاز و سود سهام حاصل از سرمایه گذاری، بازده سرمایه گذاری است و عموماً درآمد تلقی میگردد. با این حال در برخی شرایط، مثلاً، در مواردی که سـود سهام عادی شرکت سرمایه پذیر، از محل اندوخته ها یا سود انباشته مصوب پیش از تحـصیل سرمایه گذاری اعلام میشود این گونه مبالغ معرف بازیافـت بخـشی از بهـای تمـام شـده

سرمایه گذاری است و درآمد محسوب نمیشود. به بیان دیگر، بهای تمام شده سرمایه گذاری تنها هنگامی بابت سود سهام دریافتی یا دریافتنی کاهش داده میشود که سود سهام مزبـور مازاد بر سهم شرکت سرمایه گذار از سودهای مصوب شرکت سرمایه پذیر پـس از تحـصیل سرمایه گذاری باشد.

انعکاس به ارزش بازار

استفاده از ارزش بازار در مورد سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار عملاً موجب میشود کلیه تغییرات در ارزش بازار سرمایه گذاری در صورتهای عملکـرد مـالی شناسـایی شـود صرفنظر از اینکه سرمایه گذاری به فروش رسیده یا نرسـیده باشـد. کـاربرد ایـن مبنـای اندازه گیری در تعیین مبلغ دفتری آن گروه از سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بـازار کـه به عنوان داراییهای جاری طبقه بندی میشوند به دلایل زیر مناسب است:

الف. نتیجه عملیات واحد تجاری بنحو مطلوب تری منعکس میشود چون هرگونه افزایش در ارزش بازار سرمایه گذاری، به سبب مستند بودن به دریافت وجه نقد و یا انتظـار قریب به یقین به دریافت وجه نقد، معرف سـود تحقـق یافتـه دوره اسـت. مـضافاً این مبنا ارزیابی بهتری از عملکرد مدیریت فراهم میکند.

ب . از نقطه نظر واقعیت اقتصادی و یکنواختی عمل، عینی ترین ابزار بـرای انـدازه گیـری تأثیر مالی تصمیمات مربوط به خرید، فروش و نگهـداری سـهام طـی دوره اسـت. اگرچه سود یا زیان ممکن است در تاریخ ترازنامه متبلور نشده باشد، لیکن واقعیـت اقتصادی این است که مدیریت از طریق فروش سرمایه گذاری، توانایی تبلور آنها را داشته لیکن به عمد چنین نخواسته است.

ج . دستکاری نتیجه عملیات توسط مدیریت واحد تجاری از طریق انتخاب زمان فروش سرمایه گذاری ناممکن میشود.

د . ارزش بازار خاصهای از دارایی است کـه بـرای مـدیریت واحـد تجـاری و سـایر استفاده کنندگان صورتهای مالی بیشترین اهمیت را دارد. افزون بر ایـن، اسـتفاده از این روش اشکال در اندازه گیری اقلام مشابه با قیمتهای متفاوت را که تنها به لحـاظ

خرید در زمان های مختلف ایجاد شده است، از بین میبرد.

تعیین ارزش بازار اوراق سریع المعامله

در عمل، در هر مقطع زمانی، دو قیمت برای ارزیابی اوراق سریع المعامله بـه ارزش بـازاروجود دارد. اول: قیمت ” پیشنهاد خرید” است که انتظار میرود سرمایه گذاری به آن قیمت واگذار شود و دوم: قیمت ” پیشنهاد فروش” است که انتظار میرود یک سرمایه گذار برای تحصیل سرمایه گذاری بپردازد. قیمت سومی که میتواند برای مقاصد ارزیابی بکار گرفتـه شود، قیمت میانگین بازار، یعنی میانگین قیمت ” پیشنهاد خریـد ” و ” پیـشنهاد فـروش ” است. در عمل، تفاوت بین دو قیمت مزبور در مورد یک سرمایه گذاری سـریع المعاملـه در بازار نسبتاً کم است. درنتیجه در این استاندارد قیمت خاصی تجویز نمیشـود. واحـدهای تجاری، قیمت متناسب با شرایط خاص خود را انتخاب میکنند. بـرای بیـشتر واحـدهای تجاری، قیمت صحیح در تئوری، قیمت پیشنهاد خرید است لیکن در عمل قیمت میانگین نیز قابل قبول است. به هرحال هرمبنایی که انتخاب شود به طور یکنواخت اعمال خواهـد شـد. قیمتهای تاریخ ترازنامه را میتوان از طریق یک کارگزار رسمی و یا از طریق بورس اوراق بهادار کسب نمود. ارزش بازار پرتفوی سرمایه گذاری براساس تک تـک سـرمایه گـذاریها محاسبه میشود.

باید توجه داشت که قیمت اعلام شده بازار قیمتی میانگین است و اغلب مبتنـی بـر حجـم معینی از معاملات است. بنابر این ممکن است راهنمای قابل اتکایی برای اسـتفاده توسـط واحد تجاری در شرایط خـاص آن نباشـد. ایـن امـر بـه ویژه هنگـامی مـصداق دارد کـه سرمایه گذار، بیش از اندازه معمول از یک سرمایه گذاری را در اختیار داشته باشد. در چنین شرایطی واگذاری کل سرمایه گذاری بدون تغییر در قیمت امکـانپـذیر نیـست و بنـابراین قیمت مزبور باید درحدی تعدیل شود که درآمد قابل شناسایی در تاریخ ترازنامه به نحـوی اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشـد. البتـه نحـوه معمـول واگـذاری توسـط واحـد تجـاری به صورت یکجا یا بخش بخش باید در روال فعالیت عادی آن در نظر گرفته شود.

در شرایطی که واگذاری اجباری باشد، قیمت مؤثر ممکن است بنحو قابل ملاحظه ای کمتراز قیمت اعلام شده بازار باشد. همچنین حجم سهام موجود در بازار برای معامله نیز عامل مهمی در تعیین قیمت بازار است. دراین شرایط باید مراتب فوق در تعیـین قیمـت بـازار مورد توجه خاص قرار گیرد.

مبلغ دفتری سرمایه گذاریها

سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار هرگـاه بـه عنـوان دارایـی جـاری نگهـداری شـود بایـد در ترازنامه به یکی از دو روش زیر منعکس شود:

الف. ارزش بازار.

ب . اقل بهای تمامشده و خالص ارزش فروش.

چنانچه ماهیت و میزان سرمایه گذاری به گونهای باشد که جذب آن توسط بازار، بدون تأثیر بـا اهمیت در نرخ بازار آن ، ممکـن نباشـد، قیمـت جـاری بـازار بایـد طـوری تعـدیل شـود کـه منعکس کننده عوایدی باشد که واحد تجاری به طور واقع بینانه، انتظار کـسب آن را درصـورت واگذاری سرمایه گذاری در روال عادی فعالیت تجاری داشته باشد.

سایر سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی جاری طبقه بندی می شود، بایـد در ترازنامـه بـه یکی از دو روش زیر منعکس شود:

الف. اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش.

ب . خالص ارزش فروش.

استفاده از ارزشهای جاری تا میزانی که با خصوصیات اتکاپذیری و ملاحظات منفعت و هزینه سازگار باشد، موجب می گردد اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی برای اسـتفاده در راستای ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد مالی واحد تجاری مفید واقع شود. بدین لحـاظ و باتوجه به دلایل ذکر شده سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار را کـه بـه عنـوان دارایی جاری نگهداری میشود میتوان به ارزش بازار آن در ترازنامه منعکس کرد و هرگونـه افزایش یا کاهش در ارزش آن طی دوره را به عنوان بخشی از نتایج عملیات واحد تجاری در صورت سود و زیان شناسایی شود. رویه مجاز دیگر، انعکاس سرمایه گذاری های مزبور به اقـل بهای تمامشده و خالص ارزش فروش در ترازنامه است.

وخالص ارزش فروش در ترازنامه منعکس میشود. این سرمایه گذاریها، معمـولاً بـه بهـای تمام شده انعکاس مییابد مگر در مواردی که کاهش در ارزش سرمایه گذاری قابل تشخیص باشد. رویه مجاز دیگر، استفاده از خالص ارزش فروش است هنگامی که مبلغ آن به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد. اگر رویه اخیر انتخاب شود، هرگونه افزایش و کاهش مبلغ دفتری سرمایه گذاری به عنوان درآمد یا هزینه سرمایه گـذاریها در زمـره فعالیتهـای عـادی در صورت سود و زیان شناسایی میشود.

سرمایه گذاری هایی که تحت عنوان دارایی غیرجاری طبقه بندی مـی شـود بایـد در ترازنامـه بـه یکی از روشهای زیر منعکس شود:

الف. بهای تمام شده پس از کسر هرگونه ذخیره کاهش دائمی در ارزش.

ب . مبلغ تجدید ارزیابی به عنوان یک نحوه عمل مجاز جایگزین.

درصورت انعکاس به مبلغ تجدید ارزیابی ، مطـابق اسـتاندارد حـسابداری شـماره 11 بـا عنـوان ” داراییهای ثابت مشهود ” عمل می شود با این تفاوت که دوره تناوب تجدید ارزیـابی یـک سـال خواهد بود. از آنجا که سرمایه گذاریهای بلندمدت برای مدت طولانی نگهداری میشوند، ارزش بـازار آنها از نظر مربوط بودن به اندازه گیری سود و زیان دوره، اهمیت چندانی ندارد زیـرا کـه مدیریت واحد تجاری قصد و یا توان آن را ندارد که این ارمتبلور سازد. به این دلیل، سرمایه گذاریهای بلندمدت به بهـای تمـام شـده، پـس از کـسر ذخیره کاهش دائمی در ارزش آن، انعکاس مـییابـد. در نحـوه عمـل مجـاز جـایگزین، این سرمایه گذاریها را میتوان براساس مبلغ تجدید ارزیابی آنها منعکس نمـود. اگـر ایـن رویه انتخاب شود، احتساب هر گونه افزایش در ارزش به عنوان درآمد تحقـق یافتـه دوره مناسب نیست. درعوض، مبلغ هرگونه افزایش به عنوان مازاد تجدید ارزیابی تلقی میشود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام انعکاس مییابد. درصورت انعکاس بـه مبلـغ تجدیـد ارزیابی، طبق استاندارد حسابداری شماره 11 با عنوان داراییهای ثابت مشهود عمل میشود با این تفاوت که در مورد تناوب تجدید ارزیابی ملاک عمل قرار میگیرد.

چنانچه مدیریت واحد تجاری، سرمایه گذاریهای بلندمـدت را بـه مبلـغ تجدیـد ارزیـابی منعکس کند، این ارزیابی باید همه ساله انجام شود. بدین معنی که واحدهای تجاری مجاز نیستند سرمایه گذاریهای بلندمدت را به مبلغی که نه معرف ارزش جاری و نه معرف بهـای تمام شده است، منعکس کنند. این امر منعکس کننده این نظریه است که بـه غیـر از بهـای تمام شده اولیه، تنها ارزش مربوط و معنیدار برای استفاده کنندگان صورتهای مالی، ارزش جاری است.

چنانچه یک ” سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار” به عنوان دارایی غیرجاری نگهـداری شود، چون واحد تجاری در واگذاری آن محدودیت دارد یا تمایلی به واگذاری آن نـدارد تا افزایش در ارزش آن در عمل متبلور شود، تلقـی هرگونـه افـزایش در ارزش بـازار آن به عنوان تحقق یافته، مناسب نیست و درنتیجه نباید این تغییـرات را در صـورت سـود و زیان منعکس کرد.

مبلغ کل سرمایه گذاری های سریع المعامله که به عنوان دارایـی جـاری نگهـداری مـی شـود بایـد بر مبنای مجموعه (پرتفوی) سرمایه گذاری های مزبور تعیین شود . مبلـغ کـل سـرمایه گـذاری های بلندمدت و سایر سرمایه گذاریهای جاری ، عبارت ازجمع مبلغ دفتری تک تک سرمایه گـذاری های مربوط است که جداگانه تعیین میشود.

تغییر مبلغ دفتری سرمایه گذاریها

هرگاه سرمایه گذاری های سریع المعامله ای که به عنـوان دارایـی جـاری نگهـداری شـده اسـت ، به ارزش بازار منعکس شود، هر گونه افزایش یا کاهش در مبلغ دفتـری سـرمایه گـذاری بایـد به عنوان درآمد یا هزینه شناسایی شود. منعکس شود، هرگونه افزایش و کاهش مبلغ دفتری سرمایه گذاری باید بـه عنـوان درآمـد یـا هزینه شناسایی شود.

هرگاه سرمایه گذاری بلندمدت به مبلغ تجدید ارزیابی ثبت شـود، نحـوه حـسابداری آن بایـد طبق استاندارد حسابداری شماره 11 با عنوان “داراییهای ثابـت مـشهود ” باشـد . افـزایش مبلـغ دفتری سرمایه گذاری بلندمدت درنتیجه تجدید ارزیابی باید به عنوان مـازاد تجدیـد ارزیـابی ثبت و در ترازنامه به عنوان بخشی از حقوق صاحبان سرمایه منعکس شود . هرگاه افزایش مزبور عکس یک کاهش قبلی ناشی از تجدید ارزیابی باشد که به عنوان هزینه شناسایی شـده اسـت ، این افزایش باید تا میزان هزینه شناسایی شده در رابطه بـا همـان دارایـی بـه عنـوان درآمـد شناسایی شود . کاهش مبلغ دفتری یک قلم سرمایه گذاری بلندمدت در نتیجه تجدید ارزیـابی باید به عنوان هزینه شناسایی شود . چنانچه کاهش مزبور عکـس یـک افـزا یش قبلـی ناشـی از تجدید ارزیابی باشد که به حساب مازاد تجدید ارزیابی منظور شده است ، دراین صـورت ایـن کاهش باید تا میزان مازاد تجدید ارزیابی مربوط به همان سـرمایه گـذاری بـه حـساب مـازاد تجدید ارزیابی بدهکار گردد و باقیمانده به عنوان هزینه شناسایی شود.

باتوجه به مفهوم تحقق که عبارت است از الزام به اینکه درآمد مستند بـه دریافـت وجـه نقـد (یا دارایی دیگری که با قطعیت معقول انتظار تبدیل آن به وجه نقد وجود دارد ) شده باشد و یـا با انتظار قریب به یقین مستند شود، مازاد تجدید ارزیابی ،درآمد تحقق نیافته تلقی می گردد. بنابراین افزایش سرمایه به طور مستقیم از محل مازاد مزبور مجازنیـست و تنهـا در زمان تحقق، به حساب سود و زیان انباشته منتقل میشود.

دریافت سود سهمی (یا سهام جایزه ) موجب تغییر در مبلغ دفتری سرمایه گذاری نمی شود بلکه به منظور تعیین مبلغ دفتری هر سهم ، مبلغ دفتری سرمایه گـذاری بایـد بـه تعـداد کـل سـهام موجود بعد از دریافت سود سهمی تقسیم شود.

دریافت سود سهمی یا سهام جایزه منجر به ورود وجه نقد یا داراییهـای دیگـر بـه واحـد تجاری سرمایه گذار نمیشود. به بیان دیگر واحد تجاری سـرمایه گـذار بـا دریافـت سـود سهمی چیزی جز آنچه داشته است، تحصیل نمیکند. به همین دلیل در زمان دریافت سود سهمی نمیتوان درآمد سرمایه گذاری را شناسایی کرد و یا بهای تمامشده سرمایه گذاری را افزایش داد. دریافت سود سهمی تنها باعث افزایش تعداد سهام در سرمایه گذاری مربوط و در نتیجه کاهش مبلغ دفتری هر سهم موجود میشود. از سوی دیگر، تقسیم سود به شـکل نقد و سپس افزایش سرمایه از محـل مطالبـات سـهامداران بـا تـصویب مجمـع عمـومی فوق العاده در تعریف سود سهمی طبق این استاندارد قرار نمی گیرد، ضمن اینکه به موجب اصلاحیه قانون تجارت، واحد سرمایه گذار حق مطالبه سـود سـهام نقـدی را دارد و تنهـا در صورت تمایل، این حق را در قبال کسب سهام جدید واگذار مـیکنـد کـه ایـن امـر به منزله دریافت سود سهام و پرداخت مجدد آن در قبال سهام جدید است. بـدین ترتیـب سود سهام نقـدی مزبور با رعایت الزامات این استاندارد و استاندارد حسابداری شمـاره 3 با عنوان درآمد عملیاتی شناسایی میشود.

واگذاری سرمایه گذاریها

هرگاه یک سرمایه گذاری واگذار شود، تفاوت عواید حاصـل از واگـذاری و مبلـغ دفتـری بایـد به عنوان درآمد یا هزینه شناسایی شود . در مورد سرمایه گذاریهای جاری که بـه خـالص ارزش فروش یا ارزش بازار ثبت شده و سرمایه گذاری های بلندمـدتی کـه بـه مبلـغ تجدیـد ارزیـابی انعکاس یافته است ، سود یا زیان واگذاری بایـد نـسبت بـه آخـرین مبلـغ دفتـری و در مـوردسرمایه گذاریهای جاری سریع المعامله که براساس پرتفوی سرمایه گذاری به اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش نشان داده می شود، سود یا زیان واگذاری باید نسبت به بهای تمام شـده تعیین شود . در مورد سرمایه گذاری هایی که به عنوان دارایی جاری نگهداری شده اسـت ، تفـاوت ناشی از واگذاری باید به عنوان درآمد یا هزینه سرمایه گذاری و در مـورد سـرمایه گـذاریهای بلندمدت، تفاوت مذکور باید به عنوان سود یا زیان واگذاری شناسایی شود . هـر گونـه خـالص مازاد ناشی از تجدید ارزیابی یک سرمایه گذاری که قبلاً در حساب مازاد تجدید ارزیابی منظور و در آن نگهداری شده است ، باید به عنوان تغییر در اجزای حقوق صاحبان سرمایه ، به بـستانکار حساب سود و زیان انباشته منظور شود.

هرگاه تنها بخشی از مجموع یک سرمایه گذاری خاص واحد تجاری که به بهای تمام شده منعکس شده است ، واگذار شود، مبلغ دفتری برمبنای میانگین بهای تمام شده مجموع سـرمایه گـذاری محاسبه خواهد شد.

در مواردی که حق تقدم خرید سهام توسط واحد تجاری سرمایه گذار به فروش مـیرسـد مبلغ دفتری سرمایه گذاری مربوط پس از کسر مبلغ اسمی سهام موجود به نسبت تعداد بین حق تقدم و سهام موجود تسهیم میشود. هرگونه سود تضمین شده و یا سود سهام ممتاز تعلق گرفته و دریافـت نـشده منـدرج در عواید حاصل از فروش به طور جداگانه به حساب گرفته خواهد شد.

تغییر طبقه بندی سرمایه گذاریها

تغییر طبقه بندی سرمایه گذاریهای بلندمدت به جاری باید براساس یکی از دو مبنای زیر صورت گیرد:

الف . به اقل بهای تما مشده و مبلغ دفتری ، چنانچه سرمایه گذاریهای جاری به روش اقـل بهـای تمام شده و خالص ارزش فروش منعکس می شود. اگـر سـرمایه گـذاری های مزبـور قـبلاً تجدید ارزیابی شده است هر گونه باقیمانده مازاد تجدید ارزیابی مربـوط بایـد هنگـام تغییر طبقه بندی از حساب سرمایه گذاری برگشت داده شود.

ب . به مبلغ دفتری ، چنانچه سرمایه گذاری های جاری به ارزش بـازار یـا خـالص ارزش فـروش منعکس می شود. در مواردی که تغییرات در ارزش بازار سرمایه گذاری های جاری به سـود و زیان منظور می شود باید هر گونه باقیمانده مازاد تجدید ارزیابی مربوط را به حـساب سود و زیان انباشته منتقل کرد.

تغییر طبقه بندی سرمایه گذاریهای جاری به بلندمدت باید به اقـل بهـای تمـام شـده و خـالص ارزش فروش، یا چنانچه قبلاً به ارزش بازار (یا خالص ارزش فروش) ثبت شده است به این ارزش انتقال یابد.

در شرایط خاص، باتوجه به معیارهای ذکر شده ،ممکن است تغییر طبقـه بنـدی یک سرمایه گذاری که ابتدا به عنوان دارایی جاری تحصیل شده، مناسب باشـد. بـرعکس، ممکن است شرایط مندرج ازبین برود و نیاز به تغییر طبقـه بنـدی بوجـود آیـد.

در کلیه موارد، تصمیم به انتقال یک سرمایه گذاری بین طبقات جاری و بلندمدت، باید به طور رسمی در سوابق داخلی واحد تجاری مستند شود. این مستند سازی باید تاریخ مؤثر انتقـال را مشخص کند.

صورت سود و زیان

علاوه بر موارد ذکر شده در بندهای بالا، اقلام زیر باید به سود و زیان منظور شود:

الف . هرگونه هزینه ناشی از کاهش خالص ارزش فروش سرمایه گذاری های کوتـاه مـدتی کـه به اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش ارزیابی میشود،

ب . هرگونه هزینه کاهش دائمی در ارزش سرمایه گذاری های بلندمدتی کـه بـه روش بهـای تمام شده ارزیابی میشود، و

ج . هرگونه برگشت کاهشهای قبلی موارد ” الف ” و ” ب ” با توجه به تغییر در شرایط.

سود نگهداری مربوط به اوراق سریعالمعامله در بازار که به عنوان دارایی جـاری نگهـداری شده و به روش ارزش بازار ارزیابی میشود، منعکس کننده افزایش در ارزش بازار طی دوره است و درآمد تحقق یافته میباشد. بنابراین درآمد مزبور در سود و زیان بـه عنـوان درآمـد حاصل از سرمایه گذاری طی دوره منظور میشود. هرگونه کاهش در ارزش بازار طـی دوره نیز به عنوان هزینه شناسایی میشود.

در مورد سایر سرمایه گذاریهای جاری، هرگاه خالص ارزش فروش کمتـر از بهـای تمـام شده گردد، برای زیان مربوط، ذخیره ایجاد میشود. به گونهای مشابه برای کـاهش دائمـی در ارزش سرمایه گذاریهای بلندمدت، ذخیره ایجاد میگردد. ذخایر مزبـور درصـورتیکـه به دلیل تغییر در شرایط مورد نیاز نباشد، برگشت میشود.

هرگاه سرمایه گذاری بلندمدت به مبلغ تجدید ارزیابی ثبت شده باشد هرگونه کاهش در ارزش نسبت به مبلغ تجدید ارزیابی اندازه گیری میشود. نحوه به حـساب گـرفتن ایـن مبـالغ طبـق استاندارد حسابداری شماره 11 با عنوان داراییهای ثابت مشهود خواهد بود.

مؤسسات تخصصی سرمایه گذاری

مؤسسات تخصصی سرمایه گذاری که از توزیع سود حاصـل از واگـذاری سـرمایه گـذاری منـع شده اند، باید سود یا زیان حاصل از واگذاری سرمایه گذاری و نیز تغییرات ارزش سرمایه گذاریها را که طبق الزامات این استاندارد به سود و زیان منظور می شود، نخس ت درصورت سود و زیان منعکس و سپس از طریق تخصیص سود به حساب اندوخته های غیرقابل تقسیم منتقل کنند.

افشـا


اطلاعات زیر باید در صورتهای مالی افشا شود:

الف . رویه های حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گذاریها مـشتمل بـر نحـوه حـسابداری تغییرات مبلغ دفتری،

ب . مبلغ سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بازار که به عنوان دارایی جـاری نگهـداری شـده است،

ج . مبلغ درآمد حاصل از سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بازار که به عنوان دارایی جـاری نگهداری و به روش ارزش بازار ارزیابی ش ده اسـت ، شـامل درآمـد حاصـل از تغییـر در ارزش بازار و تفکیک جداگانه سود و زیان ناشی از انتقـال سـرمایه گـذاری بـین جـاری و بلندمدت،

د . ارزش بازار سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بازار که به عنوان دارایی جـاری نگهـداری

شده و به روش اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش ارزیابی شده است،

ه . ارزش بازار سرمایه گذاریهای سریع المعامله در بـازار کـه بـه عنـوان دارایـی غیرجـاری نگهداری شده است،

و . مبلغ هر گونه سود یا زیان ناشی از واگذاری سرمایه گذاریهای بلندمدت،

ز . مبلغ هرگونه ذخیره برای کاهش دائمی در ارزش سرمایه گذاریهای بلندمدت،

ح . محدودیت های قابل توجه در رابطه با امکان تبدیل سرمایه گذاریها به نقد یا وصول درآمـد و عواید واگذاری آنها، و

ط . در مورد مؤسساتی که فعالیت عمده آنها سرمایه گذاری در اوراق بهادار اسـت ، صـورت تحلیلی پرتفوی سرمایه گذاری.

در صورتهای مالی، رویه های حسابداری مورد استفاده برای سرمایه گذاری افشا مـیشـود به گونهای که مبانی ارزیابی و شرایطی که در آن هریک از رویه ها اعمال شده، به وضـوح مشخص شده باشد. افشای مزبور شامل رویه های مربوط به نحوه حسابداری تغییرات مبلغ دفتری سرمایه گذاری ها نیز می باشد.

برای درک صورتهای مالی، بویژه صورت سـود و زیـان، افـشای میـزان تـأثیر عملکـرد سرمایه گذاری برنتایج عملیات واحد تجاری طی دوره از اهمیت برخوردار است. این امـر، مقایسه با سالهای قبل و واحدهای تجاری دیگر را تسهیل میکند. براین اساس، درصورت اهمیت، مبلغ سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار که به عنوان دارایـی جـاری نگهـداری شده، همراه با درآمد حاصل از آنها و در صـورت اسـتفاده از روش ارزش بـازار درآمـد ناشی از تغییرات در ارزش بازار آنها، جداگانه افشا میشود.

تاریخ اجرا

الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مـالی کـه دوره مـالی آنهـا از تـاریخ 1/1/1380 و بعد از آن شروع میشود، لازم الاجراست.

مطابقت با استانداردهای بین المللی حسابداری

با اجرای الزامات این استاندارد، مفاد استاندارد بین المللی حسابداری شماره 25 بـا عنـوان

حسابداری سرمایه گذاریها نیز رعایت میشود.